‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتراضات سراسری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتراضات سراسری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ دی ۱۲, چهارشنبه

کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه

ازآن ماست پیروزی

کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه

کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه
کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه
هفت تپه نامی است آشنا در اعتراضات کارگری چند سال گذشته در ایران. کارگران مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه، از سالهای ۱۳۸۶–۱۳۸۵ حرکتهای اعتراضی خود را با شعار «کارگر هفت تپه‌ایم گرسنه‌ایم، گرسنه‌ایم» آغاز کردند. دلیل این اعتراضات عدم دریافت دستمزد به مدت سه ماه متوالی بود.
در سال ۱۳۸۶ نیز کارگران هفت‌تپه به اشکال گوناگون دست به اعتصاب زدند که شامل بست‌نشستن در کارخانه و یا تحصن در مقابل اماکن دولتی مانند استانداری، راهپیمایی در نقاط مختلف شهر و بستن جاده اندیمشک به اهواز، می‌شدند.
در ۱۶ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ کارگران هفت تپه در واکنش به خبر فروش هزار هکتار از ۱۲ هزار هکتار اراضی کشاورزی این کارخانه، با انتشار بیانیه‌ای خواسته‌هایشان را مطرح کرده و به اعتراضات خویش ادامه دادند.
  1. پرداخت سه ماه دستمزد عقب افتاده
  2. پایان دادن به پرونده‌سازی‌های دروغین و پایان دادن احضار فعالان کارگری به دادگاه
  3. برکناری مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره شرکت
  4. برکناری رئیس حفاظت
  5. ایجاد سندیکای مستقل کارگری
اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه تا به امروز همچنان ادامه داشته‌است و در سال ۱۳۹۷ گسترش بی‌نظیری به نسبت سالهای پیش داشت.
سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه
سندیکای کارگران[۱] کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه یک سازمان کارگری ایرانی است که در سال ۱۳۵۳ تأسیس شد و اعضای آن کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه هستند. این سندیکا همچون بیشتر سندیکاهای کارگری و… پس از انقلاب ۵۷ تعطیل شده بود. در آبانماه ۱۳۸۶، ۲۵۰۰ نفر از کارگران نیشکر هفت‌تپه در نامه‌ای به مدیر کل کار استان خوزستان خواستار بازگشایی سندیکای کارگری خود شدند. این مسئله در شورای تأمین استان خوزستان به عنوان یک مسئله امنیتی بررسی شد و کسانی که نامه را تحت عنوان هیئت بازگشایی سندیکا امضاء کرده بودند، بازداشت شدند.
اما با این وجود هیئت بازگشایی این سندیکا در اردیبهشت ۱۳۸۷ به صورت علنی اعلام موجودیت کرد و در صبح اول آبان ۱۳۷۸ با رأی‌گیری عمومی کارگران و با آرای بیش از ۱۰۰۰ نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت هفت‌تپه، سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه با وجود کارشکنی‌های فراوان وزارت کار و هشدارهای وزارت اطلاعات به فعالان کارگری، به طور رسمی بازگشایی شد.
پس از آن آقایان علی نجاتی، جلیل احمدی، فریدون نیکوفرد، قربان علی‌پور و محمد حیدری مهر، رئیس و چهار عضو هیئت مدیره سندیکا در دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه و به یک سال حبس و سه سال محرومیت از حضور در تمامی فعالیت‌ها و انتخابات صنفی کارگران محکوم شدند!
در ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه یکی از چهار تشکل کارگری‌ای بود که بیانیه‌ای با عنوان منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران[۲] را صادر کردند.

ادامه اعتراضات

در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۶ رسانه‌ها از بازداشت ۱۵ کارگر معترض مجتمع هفت تپه خبر دادند. این بازداشت‌ها پس از تجمع اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه برای رسیدگی به مطالبات صنفیشان اتفاق افتاد. روز بعد نیز کارگران این مجتمع برای پیگیری مطالبات قبلی و اطلاع یافتن از وضع همکاران بازداشت شده‌شان دست به اعتراض زدند.
گزارش‌های منتشر شده در ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ حاکی از آن است که ۴۰ نفر از کارگران معترض شرکت نیشکر هفت‌تپه طی روزهای نیمه مردادماه به دادگستری شوش احضار شده‌اند. این خبر توسط سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه منتشر گردید این بازداشت‌ها و احضاریه‌ها بدنبال اعتصاب کارگران انجام شد. آن‌ها در پی پرداخت نشدن حقوق اردیبهشت و خرداد سال ۱۳۹۶، حقوق بهمن و اسفند سال ۱۳۹۴، هشت ماه «بن» سال گذشته و پاداش دو سال قبل‌شان دست به اعتصاب زدند و این علت احضارشان به دادگستری شوش بود.
همچنین از ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ کارگران نیشکر هفت‌تپه دوباره دست به یک‌سری قیام و اعتراض زدند، مطالبات این کارگران هشت ماه پول بن و دستمزد آذرماه و دوپاداش بهره‌برداری بود. کارگران بازنشسته هم به جمع کارگران معترض پیوستند و چندین روز به اعتراضات خود ادامه دادند. آنها در هفتمین روز اعتصاب خود مانع خروج تریلی‌های شکر شدند و حتی تریلی خارج شده را برگرداندند تا شکر را در انبارها خالی کند.
پاسخ مقامات حکومتی به خواسته‌های کارگران حمله و هجوم مجدد و دستگیری بود، روز ۱۵ بهمن نیروهای گارد ضد شورش با برخورد خشونت‌بار ۳۴ تن از کارگران را دستگیر و با دست‌بند و پابند با خود بردند.

خواسته کارگران نیشکر هفت‌تپه چیست؟

این کارگران فقط دستمزد خودشان را می‌خواهند. کارگر منبع درآمدی بجز حقوق ماهانه ندارد ولی کارگران نیشکر هفت‌تپه بعضاً تا ۹ ماه حقوق دریافت نکرده‌اند. آنها برای طلب این اولیه‌ترین حقوق خود مجبور به برگزاری تجمع‌های اعتراضی شده‌اند اما، بجای این‌که دستمزدشان داده شود با باتون و ضرب و شتم و دستگیری مواجه می‌شوند.

۱۳۹۷ آذر ۱۵, پنجشنبه

روز دانشجو ۱۶ آذر

ازآن ماست پیروزی  ازآن ماست فردا
 روز دانشجو ۱۶ آذر

اگر ۱۶آذرها... اگر ۱۶آذرها...

شانزده آذر روز دانشجو
روز دانشجو
  • ۱۶ آذرها همیشه فرصت کنار زدن پرده‌ها از زخم‌های باز و شکفتة ایران بوده‌اند تا با انبوه پرسش‌ها و دادخواهی‌های پاسخ ناگرفته، یک‌صدا و هم‌فریاد شویم.
  • اکنون اندیشه‌های پویای ۸۴سال جنبش دانشجویی به همبستگی پیرامون محبوب آزادی می‌رسند. اکنون ۱۶آذرهای ایران می‌روند که روز پرده‌برداری از شفق استبداد ولایت فقیهی و فلق خجستة رهایی را رقم زنند.
«رژیم جمهوری اسلامی وجین می‌کند، ولی علف‌های هرز را نمی‌کند، ساقه‌های پرحاصل را می‌کند و بوته‌های پربرکت را لگدکوب می‌کند. آن وقت میدانی درست می‌شود برای جولان تمام علف‌های هرزه که مدام بالا می‌آیند و در هم تنیده می‌شوند و پناهگاهی می‌شود برای وحوش و ماران و موران خطرناک. رژیم جمهوری اسلامی به جای سمپاشی آفات، با کود خرافات و اوهام، به رشد این علف‌های هرزه و انگل یاری می‌کند و نتیجه همان است که امروز روز به عیان سرتاسر وطن سوخته‌ٔ ما را فراگرفته است».(غلامحسین ساعدی، فصل‌نامهٔ الفبا ۱۳۶۳شماره ۷ص ۱۲)

۱۳۹۷ آذر ۱۴, چهارشنبه

جنبش دانشجویی

جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی در ایران، سابقه‌‌ای دیرینه دارد. از زمان عباس‌میرزا ولیعهد فتحعلی‌شاه قاجار اعزام دانشجو به کشورهای دیگر بخصوص اروپا شروع شد. به تدریج در دوره‌های بعد تعداد دانشجویان اعزامی بیشتر شد، بعد از آن امیرکبیر دارالفنون را تأسیس کرد، که در آن علوم مختلف آموزش داده می‌شد، همزمان از اشراف‌زادگان و کسانی که تمکن مالی داشتند، به اروپا برای تحصیل می‌رفتند، این قشر همراه با بازرگانان، روشنفکران و سیاحانی که از وضعیت کشورهای دیگر مطلع می‌شدند، و عقب‌ماندگی ایران را می‌دیدند، در فکر تغییر در ایران می‌افتادند، این قشرها مهمترین کسانی بودند که پایه‌های اصلی انقلاب مشروطه را تشکیل می‌دادند،
جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی
در سال ۱۳۱۴ دانشگاه به شکل امروزی تأسیس شد، از زمان تأسیس دانشگاه همواره دانشگاه مرکز تجمع نیروهای آگاه و دگرگونی طلب بود. بخصوص بعد از اخراج رضاخان از ایران، یک فضای باز بالنسبه سیاسی ایجاد شد که دانشجویان تشکل‌های خودشان را شکل دادند، در این برهه دانشجویان در سه جهت‌گیری سیاسی دسته بندی می‌شدند، طرفداران مارکسیسم که عمدتاً‌ از طرف حزب توده تغذیه می‌شدند، جریان ملی که هواداران مصدق بودند و جریان مذهبی و اسلامی که طیفی از گرایشهای مختلف تحت عنوان مذهب بودند.(مانند طرفداران نخشب و ...)
جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی 
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دانشجویان با پرچمداری دانشجویان ملیگرا به سفر نیکسون به تهران اعتراض کردند، که نیروهای نظامی شاه بر روی دانشجویان آتش گشودند و سه تن از دانشجویان مبارز را به نام‌های احمد قندچی، مهدی شریعت رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا به قتل رساندند. خونهایی كه به دلیل شناخته شدگی این سه تن در خواستهای رادیكال و ملی؛ شالوده بنیادین جنبش دانشجویی را براساس تمایلات ملی گرایانه و مردمی و آزادیخواهانه و جریان مبارزاتی جنبش دانشجویی پی ریزی كرد و بستر این مبارزات را از همان آغاز از حركتهای غیر رادیكال و غیر ملی جدا و متمایز كرد و با گذشت زمان محصولاتش را ارائه داد.
بعد از این دوران دانشگاه و فعالیت دانشجویی برای یک دوره در محاق فرو رفت، در بهمن ۱۳۴۰ دانشجویان در اعتراض به تأخیر در بازگشایی دانشگاه مورد هجوم و حمله‌ی کماندوهای هوانیروز قرارگرفتند.
از این دوران به بعد دانشجویان آگاه و فداکار، شیوه‌ی مبارزه‌ مسالمت‌آمیز را به کنار گذاشتند و از دل دانشگاه سازمان‌های پبشتاز مبارزه مسلحانه بیرون آمدند:سازمان مجاهدین خلق ایران و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران.
این سازمان‌ها با تکیه بر مشی مبارزه‌ی مسلحانه فضای آن روزگار را شکستند، بعد از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ قشر دانشجو و جنبش دانشجویی فعالیت بسیار گسترده‌ای در پیوند با نیروهای انقلابی بخصوص سازمان‌ مجاهدین خلق ایران و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران داشتند، بطوری که دانشگاهها بستر مبارزات آزادیخواهانه و مترقی این سازمانها و هوادارانشان برای تثبیت خواستهای ملی و نفی هرگونه وابستگی و نفی آزادیها بود و دقیقا به همین دلیل خمینی با اعلام انقلاب فرهنگی دانشگاه‌ها را بست.
اما جنبش دانشجویی ایران خاموش نشد، و در طول نزدیک به ۴ دهه هزاران حرکت اعتراضی ضد حکومتی در این محیط‌های سرشار از آگاهی و مبارزه انجام گرفت درحالی كه به طور بی وقفه در محاصره مجهزترین و سهمگین ترین ارگانها و سازمانهای سركوب و كشتار قرار داشتند

۱۶ آذر روز ایستادگی دانشجو

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سازمان‌‌های سیاسی، بخصوص سازمان‌‌های تشکیل دهنده‌ی جبهه‌ی ملی در یک دوره‌‌ی کوتاه تحت عنوان نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست‌ زدند،‌و تظاهرات‌ها و اعتصابهای پراکنده‌ای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از جمله در تاریخ ۱۶ مهر و ۲۱ آبان، در اعتراض به محاکمه مصدق برگزار شد.
شهدای ۱۶ آذر-پیشتازان جنبش دانشجویی
شهدای ۱۶ آذر-پیشتازان جنبش دانشجویی
مدت کوتاهی بعد از این وقایع اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا (که در زمان نخست‌وزیری مصدق قطع شده بود) از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد.
او از جانب رئیس جمهور می‌آمد تا اعلام کند که «پیروز سیاسی امیدبخشی در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع شده است».[۴]
سفر نیکسون بهانه‌ی خوبی برای دانشجویان بود تا اعتراض کنند؛‌ در همین راستا در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاس‌ها پرداختند و ناآرامی تمام دانشگاه تهران را فرا گرفت.
رژیم شاه برای جلوگیری از اعتراضات بعدی دانشجویان تصمیم به سرکوب دانشجویان گرفت. سربازان و نیروهای ویژه‌ی ارتش شاه به کلاس‌های درس در دانشگاه تهران حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، به سوی دانشجویان آتش گشودند که سه دانشجوی این دانشکده با شلیک مستقیم نیروهای شاه جان خود را از دست دادند،‌ احمد قندچی، مهدی شریعت رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا سه دانشجوی جان باخته‌ی حمله روز ۱۶ آذر شاه به دانشگاه بودند.
فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را در دانشگاه تهران در حالی دریافت کرد که دانشگاه تهران در به شکل عریانی در اشغال نیروهای نظامی و سرکوب شاه بود.
حوادث و کشتار آذرماه ۱۳۳۲ نشان داد که دولت کودتا، فعالیت‌های دانشجویی را با سرکوب نظام‌مند پاسخ خواهد داد؛ ۱۶ آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع ۱۶ آذرماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت استبدادی و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد. ۱۶ آذر از همان زمان تا به امروز، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده‌است؛ و برگی درخشان از مبارزات جنبش دانشجویی ایران به حساب می‌‌آید.

ادامه این مطلب👈



۱۳۹۷ آذر ۷, چهارشنبه

دوراهی عقب‌نشینی یا سرکوب

ازآن ماست پیروزی،  ازآن ماست فردا،  
با همه شادی و بهروزی      

دوراهی عقب‌نشینی یا سرکوب

اتحاد کارگران در شوش و اهواز
تظاهرات کارگران هفت تپه و فولاد
نزدیک به یک‌ماه است که شاهد اعتصاب و اعتراض و تظاهرات کارگران هفت‌تپه و فولاد اهواز هستیم. در این مدت رژیم هر کاری کرد،‌ اما کارگران نه تنها کوتاه نیامدند،‌ بلکه اعتراضشان هر روز گسترده‌تر و شعارهایشان هم رادیکال‌تر شد.
اما چرا رژیم تا امروز نتوانسته این اعتراض را خاموش کند؟
اعزام گارد ویژه و نیروهای سرکوب چه شد؟
وعده‌ها و دادن ۲ماه حقوق به کجا رسید؟
راه‌های پیش روی رژیم برای خاموش کردن این اعتراضها چیست؟

دستاوردهای کارگران 

نگاهی به دستاوردهای کارگران نشان می‌دهد که آنها در این مدت،‌ حداقل ۶دستاورد قابل‌توجه داشته‌اند:
یکم: گام برداشتن جنبش اعتراضی رو به جلو
کارگران صدایشان را رساندند.
اقدامات سرکوبگرانه رژیم تا این نقطه شکست خورد و نتوانست آنها را خاموش کند.
اقدامات فریب و شیادی(نفوذ در میان تظاهرات -آوردن آخوند -وعده‌های موهوم و...) تاثیری روی اعتراضها نداشت و نشان داد این ترفندها برای کارگران لو رفته است.
دوم: کارگران یک حس همبستگی در سراسر ایران به‌وجود آوردند(دانشگاههای تهران و بابل -زندانیان- اقشار مختلف مثل شرکت واحد تهران و بازاریان مختلف و...).
سوم: کارگران موفق شدند توسط هموطنان آزاده خارج کشور به یک حمایت جهانی دست یابند. اینک شمار زیادی از اتحادیه‌های کارگری و صنفی از نقاط مختلف جهان به حمایت از کارگران معترض ایرانی برخاسته‌اند که مهمترین آنها سازمان بین‌المللی کار است که حمایت خود را رسماً نثار کارگران معترض ایرانی کرد.
چهارم: در زمینه مطالبات کارگران محروم، رژیم تا این نقطه دست به عقب‌نشینی‌هایی زده.
۲ماه حقوق‌شان را ناگزیر واریز کرد.
حرفهایی هم در رابطه با این‌که باید خواست کارگران مبنی بر بازگشت کارخانه به بخش دولتی عملی گردد در درون رژیم و در سطوح مختلف آن شنیده می‌شود(مثل اعضای خبرگان ارتجاع از خوزستان).
پنجم: آزادی کارگران بازداشتی که به‌جز یکی دو مورد بقیه آزاد شدند.
ششم و شاید مهم‌ترین دستاورد کارگران اما اشراف جامعه کارگری کشور به قدرت خود و قدرت همبستگی خود است که می‌تواند یک سرمایه بزرگ ملی برای آنان و کل جنبش انقلابی مردم ایران در گام‌های بعدی باشد.



۱۳۹۷ آذر ۱, پنجشنبه

تداوم پایداری کارگران هفت‌تپه و سر‌اسیمگی و عقب‌نشینی رژیمت

ازآن ماست پیروزی   ازآن ماست فردا

تداوم پایداری کارگران هفت‌تپه و سر‌اسیمگی و عقب‌نشینی رژیم
تظاهرات کارگران نیشکر برای آزادی نمایندگان خود
تظاهرات کارگران نیشکر هفت تپه
اعتراض و تظاهرات کارگران نیشکر هفت‌تپه
در پی تظاهرات و اعتراضها و حمایتهای گسترده کارگران و سایر اقشار مردم، رژیم آخوندی کارگران دستگیرشده را(به‌جز ۴نفر) با وثیقه آزاد کرد. چرا رژیم به این عقب‌نشینی تن داد؟ آیا این اقدام ناشی از توانمندی رژیم است یا حاکی از وحشت آن؟
خبر آزادی کارگران دستگیرشده را شب گذشته ۲۸آبان کانال رسمی کارگران هفت‌تپه مربوط به سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه اعلام کرد. این خبر حاکی از آن است که کارگران بازداشت‌شده به‌جز ۴نفر شامل نمایندگان کارگران: اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، مسلم آرمند و سید حسن فاضلی آزاد شده‌اند. پیش از این کارگران اعلام کرده بودند که تا زمانی که کلیهٴ کارگران آزاد شوند، اعتراض ادامه خواهد داشت.
بسیاری از دستگیر شدگان روز ۲۸آبان دستگیر شدند اما از آنجا که کارگران اعتصابی اعلام کردند که روز سه‌شنبه نیز تا آزادی آخرین نفر و رسیدن به خواسته‌هایشان به اعتراض و تظاهرات ادامه می‌دهند، رژیم از ترس شعله‌ور شدن قیامها، سرآسیمه کارگران بازداشت‌شده را آزاد کرد.

در پی تداوم اعتراض و اعتصاب کارگران هفت‌تپه که همبستگی کارگران فولاد اهواز و سایر اقشار این شهر را به‌دنبال داشت و راه‌پیمایی و تظاهرات و شعارهای آنها و حاکم‌شدن فضای قیام در اهواز، رژیم به‌شدت سرآسیمه گردید. این سرآسیمگی در رسانه‌های حکومتی روز ۲۹آبان به‌وضوح دیده می‌شود.
روزنامهٔ ‌ رسالت سرمقاله خود را به اعتصاب کارگران هفت‌تپه اختصاص داده و از جمله نوشت: «اعتراض کارگران کارخانه نیشکر هفت‌تپه شوش حالا وجهه‌ای نمادین به خود گرفته و هفت‌تپه به یک ماجرای ملی تبدیل شده است«.
رسالت نسبت به عواقب تداوم این اعتصاب به دولت روحانی هشدار داده و می‌افزاید: «با توجه به تحریم‌ها و همچنین ضعفهای دولت در حوزه تولید، پیش‌بینی می‌شود از این دست اتفاقات و تحصن‌ها هر روز بیشتر از قبل شود و دولت و رسانه‌ها باید فکری برای مدیریت آنها کنند. نمی‌توان به‌راحتی از کنار آنها گذشت... اگر از این اتفاق تجربه نگیریم و رویکردها را اصلاح نکنیم ممکن است به مشکلات لاینحلی برای کشور تبدیل شوند».
همین روزنامهٔ رسالت در گزارش دیگری به شرایط غیرقابل تحمل کارگران هفت‌تپه که ۴ماه تا حتی یک سال حقوق و دستمزد خود را دریافت نکرده‌اند پرداخته و دربارهٔ سایر مطالبات کارگران علاوه بر حقوق معوقه می‌نویسد:‌ «مسأله هفت‌تپه تنها معوقات مالی کارگران را در برنمی‌گیرد، بلکه عدم‌شفافیت در امر خصوصی‌سازی، تأکید کارگران بر واگذاری مجدد شرکت به بخش دولتی و البته اختلاس و متواری شدن مدیران این شرکت را هم شامل می‌شود«.
خبرگزاری حکومتی ایلنا نیز به‌نقل از یک وکیل دادگستری نسبت به عواقب سرکوب و برخورد قهری با کارگران هشدار داده و می‌نویسد: «متأسفأنه شرایط ناگوار معیشتی مزدبگیران به جایی رسیده که این اقشار زحمتکش جامعه در تأمین مایحتاج اولیه زندگی درمانده‌اند و «ناگزیر» از اعتراض صنفی هستند... بنابراین برخورد قهری با اعتراضات صنفی به‌هیچ‌وجه پاسخگو نیست«.
برخی عناصر و مهره‌های رژیم هم که نگران پیامدهای رشد و گسترش حرکتها و خیزشهای کارگران و سایر اقشار به جان آمده هستند نسبت به عواقب دستگیری معترضان به رژیم هشدار دادند:
از جمله صادق زیباکلام در حساب توئیتر خود با لحن طعنه‌آمیزی نوشت: «برای برخی از مسئولان و اصحاب قدرت در ایران، راه‌حل مؤثر بسیاری از مشکلات اجتماعی، پاک کردن صورت‌مسأله است. اگر دانشجویان معترضند، معلمان مجبور به اعتصاب شده‌اند، کارگران نیشکر هفت‌تپه که ماههاست حقوق دریافت نکرده‌اند به جان آمده‌اند و موارد مشابه را می‌توان با بازداشت رهبران آنها جمع کرد«.
واقعیت این است که رژیم ضدکارگری آخوندی تنها زبان ایستادگی و مقاومت که موجودیتش را به خطر می‌اندازد فهم می‌کند. این‌که مهره‌ها و رسانه‌های رژیم این‌گونه زبان به اعتراف گشوده‌اند بیانگر عمق نگرانی آنها نسبت به عواقب حتمی خیزش کارگران و سایر اقشار مردم ایران در سرنگونی رژیم فاسد ولایت فقیه است.
👈منبع این مقاله