‏نمایش پست‌ها با برچسب استبداد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب استبداد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ آذر ۱۵, پنجشنبه

روز دانشجو ۱۶ آذر

ازآن ماست پیروزی  ازآن ماست فردا
 روز دانشجو ۱۶ آذر

اگر ۱۶آذرها... اگر ۱۶آذرها...

شانزده آذر روز دانشجو
روز دانشجو
  • ۱۶ آذرها همیشه فرصت کنار زدن پرده‌ها از زخم‌های باز و شکفتة ایران بوده‌اند تا با انبوه پرسش‌ها و دادخواهی‌های پاسخ ناگرفته، یک‌صدا و هم‌فریاد شویم.
  • اکنون اندیشه‌های پویای ۸۴سال جنبش دانشجویی به همبستگی پیرامون محبوب آزادی می‌رسند. اکنون ۱۶آذرهای ایران می‌روند که روز پرده‌برداری از شفق استبداد ولایت فقیهی و فلق خجستة رهایی را رقم زنند.
«رژیم جمهوری اسلامی وجین می‌کند، ولی علف‌های هرز را نمی‌کند، ساقه‌های پرحاصل را می‌کند و بوته‌های پربرکت را لگدکوب می‌کند. آن وقت میدانی درست می‌شود برای جولان تمام علف‌های هرزه که مدام بالا می‌آیند و در هم تنیده می‌شوند و پناهگاهی می‌شود برای وحوش و ماران و موران خطرناک. رژیم جمهوری اسلامی به جای سمپاشی آفات، با کود خرافات و اوهام، به رشد این علف‌های هرزه و انگل یاری می‌کند و نتیجه همان است که امروز روز به عیان سرتاسر وطن سوخته‌ٔ ما را فراگرفته است».(غلامحسین ساعدی، فصل‌نامهٔ الفبا ۱۳۶۳شماره ۷ص ۱۲)

۱۳۹۷ آبان ۴, جمعه

سازمان مجاهدین خلق ایران

در مسیر تکامل بشری، تشکل عالی ترین شکل سازمان یافتگی نوع بشر برای نیل به آزادی است  وآزادی ضرورت دوام انسان در مقام انسانی است. بنیان گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران، این راز تکامل را کشف و در این مسیر گام نهادند.

سازمان مجاهدین خلق ایران

سازمان مجاهدین خلق ایران، در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگانازدانش‌آموختگان دانشگاه‌های تهران بنیان‌گذاری شد. سازمان مجاهدین خلق ایران یکی از نیروهای محوری مبارزه با رژیم پهلوی در دورهٔ محمدرضا شاه بود.

آرام سازمان مجاهدین خلق ایران
این سازمان پس از بنیانگذاری به مدت ۶ سال به کار تدوین ایدئولوژی، استراتژی و تربیت کادرها پرداخت.
در شهریورماه ۱۳۵۰ بیش از ۹۰ درصد از کادرها و ۱۰۰ درصد مرکزیت سازمان توسط ساواک دستگیر شدند، بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران و تعدادی از اعضای مرکزیت در سال چهارم خرداد ۱۳۵۱ توسط محمدرضا پهلوی اعدام شدند.
بعد از اعدام بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران، مسعود رجوی که تنها بازمانده مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران بود، و در پی واگذاری مسئولیت سازمان به او توسط محمد حنیف‌نژاد؛ قبل از شهادش در زندان در نقطهٔ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت.

از شهریور ۱۳۵۰ تا ۳۰ دی ۱۳۵۷ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران و بیشتر اعضا و کادرهای آن در زندان بودند.
پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی، سازمان مجاهدین خلق ایران مبارزه مسالمت آمیز و فعالیت‌های سیاسی خود را آغاز کرد. این امر از جانب خمینی که در حال تثبیت حکومت خود بود، تحمل نمی‌شد. دفاتر، میتینگ‌ها و میزکتاب‌های این سازمان، توسط طرفداران حکومت بارها مورد حمله قرار گرفت.... ادامه 👈👈

تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

سعید محسن-محمد حنیف‌نژاد-علی اصغر بدیع‌زادگان بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران
سعید محسن-محمد حنیف‌نژاد-علی اصغر بدیع‌زادگان
سازمان مجاهدین خلق ایران در سال۱۳۴۴، به وسیله محمد حنیف نژاد و همفکرانش سعید محسن و علی‌اصغر بدیع زادگان، تأسیس شد. این سه همگی فارغ‌التحصیل دانشگاه بودند و از زمان مصدق، جزو فعالان جنبش دموکراتیک و سپس در شمار اعضای نهضت آزادی (مهندس مهدی بازرگان) به‌شمار می‌رفتند. از جمله حنیف‌نژاد و سعید محسن به دلیل عضویت و فعالیت در نهضت آزادی، دستگیر و مدتی در زندان بسر برده بود. هدف نهایی آنها جایگزین نمودن رژیم شاه با یک نظام دموکراتیک بود.
در آن دوران جوانان مبارز، برای مبارزه معمولاً به مارکسیسم رو می‌آوردند، اما بینان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران اعتقاد داشتند که یک برداشت نو و صحیح از اسلام، می‌تواند دموکراسی را در ایران محقق کند، از این رو اسلام حقیقی را به عنوان مکتب راهنمای عمل خود انتخاب کردند. بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران به طور همزمان مطالعه سایر مکاتب را هم در دستور کار خودشان قرار دادند.
آنها برداشت سطحی از اسلام را رد کردند، این نوع برداشت در انحصار آخوندها و روحانیون سنتی آن زمان بود، در نتیجه اولین تقابل آنها با آخوندهایی بود که اسلام را در انحصار خود می‌دیدند. آنها از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ به تدوین ایدئولوژی، استراتژی و تربیت کادرهای خود بصورت مخفی پرداختند.


۱۳۹۷ آبان ۱, سه‌شنبه

بنیادگرایی اسلامی

دجالگری ودین فروشی نظام ولایت آخوندی را بشناسیم. 

بنیادگرایی اسلامی

بنیادگرایی اسلامی(Islamic fundamentalism انگلیسی) درفرهنگ رایج به معنای بازگشت به گذشته و احیای سنت‌ها و احکام اسلام مطابق آنچه دردوران پیامبر و صحابه (صدراسلام) بوده می‌باشد.
بنیاد گرایی اسلامی
بنیاد گرایی اسلامی

 زن ستیزی و آپارتاید جنسی

ویژگی بارز دیگر که بطور عام در جریانهای بنیادگرای اسلامی مشاهده می‌شود، زن ستیزی است.[۱۴] یک جملهٔ خمینی که رسماً گفت «از تساوی حقوق (زن و مرد) اظهار تنفر کنید»[۱۵]به روشنی عمق این زن ستیزی را نشان می‌دهد. اما این که چرا بنیادگرایان اسلامی زن ستیزاند؟ به این جهت است که اندیشهٔ این قشریون، سراپا بر تبعیض و نابرابری جنسی بنا شده‌است. قانون اساسی ولایت فقیه تساوی زنان و مردان را به «رعایت موازین اسلامی» مشروط کرده[۱۶]که همان دین زن ستیز آنهاست و نابرابری را به خشن‌ترین صورت ممکن علیه زنان اعمال می‌کند.. .
قوانین مدنی رژیم بر پایه تبعیض بین زن ومرد تنظیم شده‌است؛ و در فصول مختلف آن، هم چون شهادت و ارث، نابرابری به ظالمانه‌ترین شکل آن آشکار است.
قانون مجازات‌های اسلامی که قوانین جزایی در ایران امروز است، نه فقط زن‌ستیزانه است، بلکه خشونت و شکنجه را رسمی کرده‌است. هدف قوانینی که این رژیم برای سنگسار وضع کرده، قبل از هر چیز، تحمیل شدیدترین شکنجه‌ها بر قربانی است.
این درحالی است که از نظر بسیاری از فقها و محققان اسلامی، سنگسار (به عنوان یک مجازات اسلامی) مطلقاً نه در قرآن آمده و نه ربطی به اسلام دارد بلکه یک عادت باقیمانده از جوامع بدوی بوده و در قوانین تلمود و ادیان پیشین هم فرموله شده‌است.[۱۷]
در اندیشه بنیادگرایان گناه و ثواب جنسی ملاک اصلی ارزش‌گذاری است. نابخشودنی‌ترین گناهان، خطاهای جنسی است و تقوا و پاکدامنی اساساً به تنزه جنسی سنجیده می‌شود و کمتر به گسترهٔ سیاسی و اجتماعی ربط پیدا می‌کند. رواج این ملاک در جامعه، دیوارهای مرزبندی جنسی را بلندتر، قطورتر و فراگیرتر می‌کند. بنیادگرایان زن را موجودی شوم و شیطانی و مظهر گناه و فتنه‌گری تلقی می‌کنند که از خانه نباید خارج شود، چون حضورش در جامعه باعث گناه می‌شود. در خانه نیز باید برده‌ای در خدمت خواستهای نفسانی مرد باشد. چون اگر این وظیفه را انجام ندهد، مرد در خارج از خانه وادار به گناه می‌شود. تبعیض جنسی جانمایهٔایدئولوژیکی آنان و به طوربارز دراندیشه و عملکرد رژیم بنیادگرای ولایت فقیه و فاشیزم دینی حاکم برایران است و نیروهای حافظ نظام ولایت فقیه از این تبعیض و زن‌ستیزی انگیزه می‌گیرند.[۱۸]

جنگ خانمان برانداز ایران و عراق

جنگ ایران وعراق 
چرا جنگ شد.
چگونه ادامه پیدا کرد.
 وچرا خمینی اصرارداشت تا خشت آخردر تهران این جنگ را ادامه بدهد.
چرا این جنگ برای خمینی و رژیمش نعمت بود.

تلفات انسانی در میدان های مین 
جنگ ایران و عراق طولانی‌ترین جنگ متعارف کلاسیک در قرن بیستم بود که خسارات جبران ناپذیر انسانی و مادی به دو کشور ایران و عراق وارد کرد؛ این جنگ بعد ازظهر روز یکشنبه ۳۱شهریور، ۱۳۵۹ با بمباران فرودگاه مهرآباد و چند پایگاه هوایی دیگر شروع شد؛ این یک تجاوز به خاک کشور دیگری بود؛ نیروهای نظامی و نیروهای مردمی ایران آماده دفاع از خاک کشور خود شدند و به این ترتیب جنگی تمام عیار شروع شد.
اما این جنگ زمینه‌هایی داشت که ریشه‌ی‌ آن اختلاف بین ایران و عراق به زمان شاه و قرارداد الجزایر برمی‌گشت، یکی از مفاد آن تعیین خطوط مرزی بود؛که بر اساس آن خط القعر(خط تالوگ-Thalweg) اروند رود به عنوان خط مرزی تعیین شده بود، عراق قرارداد الجزایر را تحقیرآمیز می‌دانست، اما به مفاد آن پایبند بود.
از جمله‌ی توافقات در قرارداد الجزایر این بود که طرفین از مخالفین همدیگر حمایت نکنند؛ شاه حمایت خود را از کردهای عراقی برداشت و دولت وقت عراق این موضوع را به اطلاع خمینی رساند، خمینی در این باره گفت:
بعد از چند روز یک نفر دیگری آمد- که گفتند این مقدّم است بر آن رئیس امن- ایشان به طور رسمی به ما گفت که ما چون یک معاهداتی، تعهداتی، با دولت ایران داریم، از این جهت، نمی توانیم تحمل کنیم که شما اینجا فعالیت بکنید. [۱]
این موضوع باعث یک کینه‌ی شخصی عمیق بین خمینی و دولتمردان وقت عراق شد.
حسن البکر رئیس جمهور عراق پیام تبریکی بمناسبت پیروزی انقلاب برای خمینی فرستاد که خمینی جواب این پیام را هم نداد.
خمینی و تحریک مستمر طرف عراقی

به همین دلیل و البته به دلیل خصومتی شخصی که خمینی با دولتمردان وقت عراقی داشت، شروع به تحریک عراق کرد.
او در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ یعنی ۶ ماه قبل از شروع جنگ، در پیامی تلویزیونی به صدام اشاره کرد و گفت:
سخنان خمینی زمینه ساز جنگ ایران و عراق
سخنان خمینی زمینه ساز جنگ ایران و عراق
«صدام حسین که همچون شاه مخلوع چهره قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف کمر بسته و با مسلمانان مظلوم برای رضای کارتر، آن کند که مغول کرد باید، بداند که با این اعمال ضداسلامی، گور خودش و رژیم تحمیلی غیرانسانی و غیرقانونی بعث را با دست خود می‌کند.
ملت شریف عراق! شما اخلاف آنان هستید که انگلیس را از عراق راندند؛ بپا خیزید و قبل از آنکه این رژیم فاسد همه چیز شما را تباه کند، دست جنایتکار او را از کشور اسلامی خود قطع کنید. ای عشایر فرات و دجله! همه با هم و با همهٔ ملت اتحاد کنید و این ریشه‌ی فساد را قبل از آنکه فرصت از دست برود، قلع و قمع نمایید و برای خدا دفاع از کشور اسلامی خود و از اسلام مقدس نمایید که خدا با شماست. ای ارتش عراق! اطاعت از این مخالف اسلام و قرآن نکنیدو به ملت بگرایید و دست آمریکا را که از آستین صدام بیرون آمده‌است قطع کنید و بدانید اطاعت از این سفاک، مخالفت با خدای متعال است و جزای آن عار و نار است».[۲۰]
خمینی سپس در ۲۸ فروردین ۱۳۵۹ ارتش عراق را به کودتا علیه صدام تشویق کرد:

«صاحب منصبهای خوب ما داریم در عراق. صاحب منصبهای صحیح و متدین هستند. خود آن‌ها کودتا کنند و این را از بین ببرند؛ و حرام است بر آن‌ها که یک قدم دنبال این شخص لعین باشند؛ و باید قیام کنند بر ضد او و مملکت خودشان را اسلامی کنند و حکومت خودشان را اسلامی کنند و قواعد هم اسلامی باشد».[۲۱]

۱۳۹۷ مهر ۳۰, دوشنبه

راستی انسان کیست و انسانیت چیست ؟

داستانک.
زری خانم  
نقاشی آبرنگ زنی با بچه اش
زری خانم
وقتی زری خانم بسرعت از پیچ وخم کوچه های جنوب تهران که مثل مار، پیچ وواپیچ بود می گذشت ساعت از ۵و نیم بعداز ظهر گذشته بود وهوا کم کمک داشت تاریک می شد .
او با خودش فکر می کرد: مردها چقدر راحتند . اگه من بجای چادر یک مانتو شیک ویک کوله‌پشتی بچه داشتم سرعتم دوبرابر الان بود. واین بچه بیچاره هم اینهمه تکان نمی خورد.
در همین افکار بود که ناگهان متوجه گاری میوه‌فروشی که توی کوچه پیچید، شد. انگار گاری را سایز کوچه ساخته  بودند. به بهانه بچه مکثی کرد وزیرچشمی به دونفری که پشت گاری می آمدند،نگاهی انداخت . انگار حسی به اومی گفت خطر خطر. چون قیافه آنها به پاسداران شبیه بود .
 ترسی توام با نگرانی سراپای وجودش رو فرا گرفت . فکرکرد که اگه دستگیر بشه،  بچه اش چی میشه . سرنوشت او وشوهرش حسین آقا که اصلا چیزی از کارهای او نمی دونست به کجا می کشه .
فکر کرد اگه به او ایست بدهند راه فراری ندارد . برگشت پشت سرش رو نگاه کرد. خدای من تا چشم کار می کرد، دیوارهای بلند وبدون کوچه فرعی.
بچه رو بوسید وگفت . پسرم اینجا دیگه آخر خطه. اگه برات مادر خوبی نبودم آن دنیا من را ببخش. زری خانم نمی خواست بهر قیمت دستگیر یا تسلیم اونها بشه. صدای ایست همه چیز را روشن کرد.
اما دراین بین فقط آن صدا نبود که زری خانم شنید. بلکه صدای دیگری هم توجه‌اش را جلب کرد.
ملیحه خانم ، ملیحه خانم ، اشتباه رفتی بیا بیا. اینجاست و از او می خواست که بطرف او بره.
این صدای یکی از خانم های اون کوچه بود که فاصله‌اش بیش از ۲۰ متر بااو نبود .
زری خانم ابتدا شک کرد ولی در کسری ازثانیه با یه حساب عقلی محض، بدون معطلی به سمت خانم رفت وهمدیگر را چنان در آغوش گرفتند که تو نگو صد ساله همو می‌شناسن. بعد هم بسرعت وارد خانه شدن.
نیم ساعت بعد زری خانم با بچه‌اش ، همراه پیرمردی که همسر آن خانم بود. از درخانه‌ای که درش به خیابان اصلی باز می شد،  خارج وبا تاکسی از آن منطقه دور شدند.
ساعت از ۱۲ شب گذشته بود. زنگ تلفن خانه حسین آقا که دلش مث سیروسرکه می جوشید،  بصدا درآمد .
حسین آقا.
بله. شما
من یکی از دوستان زری خانم هستم. می خواستم بگم نگران او وبجه نباشید. صدا اینقدر مهربان بود که انگار آب یخ روی قلب اوریخته باشند. آرامش کرد.
صدا یهو عوض شد . وحسین آقا آهی کشید. زری تویی. تو رو بخدا بگو چی شده من که دارم می میرم.
حسین آقا. ببین الان نمی تونم بگم. فردا صبح میام خونه وهمه چیز رو برات تعریف می کنم . غذات رو گذاشتم توی فٌر تا گرم بمونه. باشه؟؟
حسین آقا که گیچ شده بود تا بیاد بپرسه، تلفن قطع شد.
سالهای بعد که میثم پسر زری خانم برایم تعریف می کرد . فهمیدم که آن خانم تمامی موضوع را دیده بود وحاضر نشده بود، زری خانم بدست پاسداران جهل وجنایت بیفته.
زری خانم  وحسین آقا در تابستان ۶۷، بدست جانیان آدمخوار حلق آویز شدند وبه شهادت رسیدند اما میثم برای تداوم راهشان به ارتش آزادیبخش پیوست تا نه فراموش کنه ونه بر این جانیان ببخشه.
والبته ما امروزدر جنبش دادخواهی فریاد زری خانم وحسین آقاها هستیم که بر طناب دار بوسه زدند. 

۱۳۹۷ مهر ۲۸, شنبه

خمینی روح پلید دوران


خمینی 

روح‌الله خمینی (سید روح‌الله مصطفوی) (متولد۱مهرماه۱۲۸۱-فوت شده در ۱۳ خرداد ۱۳۶۸) به سید روح‌الله موسوی خمینی شهرت دارد. او از مراجع تقلید به‌شمار می‌آمد که فعالیت سیاسی چندانی تا پیش از ۱۳۴۰ نداشت. اولین واکنش سیاسی او مخالفت با حق ر‌أی زنان بود که ضمن قانون انجمن‌های ولایتی و ایالتی تصویب شد.[۱]
در ۱۳ خرداد سال ۱۳۴۲ خمینی در مدرسه فیضیه قم یک سخنرانی اعتراضی و شدید‌اللحن داشت. وی به همین دلیل بازداشت شد.[۲] درسال ۱۳۴۳ پس از مخالفت با قانون کاپیتولاسیون به ترکیه تبعید می‌شود.[۳] وی در سال ۱۳۴۴ به نجف می‌رود.[۴]
از سال ۴۴ تا ۴۵ وی یک سخنرانی سیاسی داشت که بیشتر به مسائل منطقه پرداخته و حکام اسلامی را نصیحت کرد. از جمله در این سخنرانی آمده‌است: «بر سلاطین اسلام، بر رؤسای جمهوراسلام تکلیف است که دست برادری بدهند و حدود و ثغورشان را حفظ کنند»[۵]
در نیمه دوم دهه چهل پس از شکل‌گیری مبارزه مسلحانه در ایران از جمله سازمان مجاهدین و چریک‌های فدایی خلق ایران، خمینی حاضر به حمایت از هیچ‌یک از این جنبش‌ها نشد.[۶] برخی این دوران را دوره انزوای او می‌دانند.
از سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۰ خمینی مجموعاً چهار موضع گیری داشت[۷] و پس از آن تا یک سخنرانی علیه جشن‌های ۲۵۰۰ساله و شش سال بعد در مهرماه ۱۳۵۶ در برابر عده ای از طلاب نجف یک سخنرانی ایراد کرد که موضوع آن «هشدار نسبت به نفوذ افکار التقاطی و برداشتهای غلط از احکام سیاسی عبادی قرآن»[۸] بود.
خمینی ۱۶ روز پس از خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وارد ایران شد. خمینی برخلاف وعده‌هایی که مبنی بر عدم مشارکت در سیاست و حاکمیت داده بود، با استفاده از موج حمایت‌های مذهبی ومردمی، رهبری مطلق‌العنان ایران را بدست گرفته با هر گونه دگراندیشی قاطعانه به مقابله برخاست. هواداران خمینی که در این دوران به سرکوب وحمله هجوم به مراکز احزاب و سازمانهای مختلف می‌پرداختند، به فالانژها معروف بودند. آنها معمولاً دفاتر سازمانها و احزاب و میز کتابهایی را که جوانان در نقاط مختلف برای نشر عقاید و افکار خود براه می‌انداختند مورد حمله قرار می‌دادند.[۹]
در سی خرداد ۱۳۶۰ این تهاجمات به اوج خود رسید. در این روز مردم و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران یک تظاهرات نیم میلیونی در تهران در اعتراض به سرکوب سیاسی برگزار کردند. این تظاهرات به فرمان شخص خمینی به گلوله بسته شد. سازمان مجاهدین خلق ایران این روز را پایان مبارزه مسالمت آمیز خود و آغاز مبارزه مسلحانه علیه خمینی اعلام کرد.[۱۰]
در این دوران بسیاری از جوانان و اعضا و هواداران احزاب و سازمانهای مختلف بخصوص سازمان مجاهدین خلق ایران به جرم فروش نشریه دستگیر و سپس بدون بازجویی و محکمه اعدام شدند. صادق خلخالی در مصاحبه‌ای می‌گوید که جوان ۱۵ ساله‌ای را به جرم خواندن نشریه مجاهد در خیابان اعدام کرده‌است.[۱۱] همچنین دوران حکفرمایی خمینی با تحمیل محدودیت‌های مذهبی و ایدئولوژیکی بر جامعه همراه بود.
خمینی از همان ابتدای حکمرانی، تحریکات بسیاری علیه عراق را آغاز کرد. وی در پیامی شیعیان عراق را به قیام و سرنگونی صدام حسین دعوت کرده و در پیامهای دیگر، صدام را فردی یاغی وفاسد نامید. وی همچنین نامه تبریک صدام حسین به مناسبت پیروزی انقلاب را با این آیه قرآن جواب داد که: والسلام علی من اتّبع الهدی[۱۲]
این نوع پاسخگویی بوضوح نوعی اعلان جنگ با کشور همسایه بود. امری که نهایتاً به حمله صدام به ایران و تسخیر خرمشهر منجر شد. پس از ۱۵ ماه صدام حسین خواهان آتش‌بس و اتمام جنگ شد اما خمینی حاضر به پذیرفتن نبود. وی جنگ را نعمت می‌دانست و بوضوح از آن به عنوان سرپوشی برای سرکوب داخلی و همچنین وضعیت نابسامان اقتصادی و سیاسی استفاده می‌کرد.
روح‌الله خمینی در سال ۱۳۶۷ دریک فتوای خونین فرمان اعدام ۳۰ هزار زندانی سیاسی را صادر کرد.
خمینی در شب ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ در بیمارستان به علت ایست قلبی فوت کرد. او در هنگام مرگ ۸۷ سال سن داشت.

کمپ لیبرتی. نامی جدید در تاریخ تکامل بشری. مقاومت با دست خالی

کمپ لیبرتی 

درتاریخ بشر نقاط و لحظاتی هستند که تاریخ ساز و گره گشای مسیر تکامل بشری هستند. آنها تجارب خونبار مردم برای انتقال آن به نسل های آینده اند. واین مکان از آن جمله می باشد.

درتاریخ بشر نقاط و لحظاتی هستند که تاریخ ساز و گره گشای مسیر تکامل بشری هستند. آنها تجارب خونبار مردم برای انتقال آن به نسل های آینده اند. واین مکان از آن جمله می باشد.
کمپ لیبرتی 

 کمپ لیبرتی یک پایگاه نظامی با وسعت تقریبی ۳۰ کیلومتر، متعلق به نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد است که در سال ۲۰۱۲ بخش کوچکی از آن (درحدود ۲٫۵ کیلومتر مربع)[۱] توسط مجاهدین مورد استفاده قرارگرفت. مجاهدین پیش از آن در قرارگاهی به نام اشرف مستقر بودند. آنها در اشرف مورد حملات خونین و مستمر نیروهای وابسته به رژیم ایران قرار گرفته و از طرفی از دولت عراق برای خروج از اشرف تحت فشار قرار داشتند. دولت عراق پس از آخرین حمله در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰(۸ آوریل ۲۰۱۱)، برای خروج آنها از اشرف یک ضرب الأجل تا پایان سال جاری میلادی تعیین و آنها را تهدید به حمله مجدد کرده بود.
به دنبال توافق بین مارتین کوبلر و دولت عراق، مجاهدین در هماهنگی با سازمان ملل پذیرفتند برای خروج ازین بحران به یک کمپ کوچک به نام لیبرتی بروند. اگر چه مارتین کوبلر نسبت به رعایت حقوق بشر آنها در کمپ لیبرتی اطمینان داده بود، آنها در لیبرتی نیز شرایطی مشابه اشرف داشته و کماکان حق خروج آزادانه از کمپ را نداشتند.[۲] آنها همچنین در این کمپ به دفعات مورد حمله موشکی قرار گرفتند که منجر به کشته و زخمی شدن ساکنین شد.
نهایتاً ساکنین کمپ لیبرتی پس از موافقت دولت آلبانی با پذیرش آنها، توانستند در گروه‌های مختلف لیبرتی را ترک کرده و به آلبانی بروند. آخرین گروه مجاهدین در ۱۹ شهریور ۱۳۹۵به آلبانی منتقل شد.[۳]

۱۳۹۷ مهر ۲۷, جمعه

بیایید با هم سری به بیت رهبری و اموال و دارایی های او بزنیم تا ببینیم چرا مردم ایران فقیر و گرسنه هستند

دارایی های خامنه ای 
دارایی‌های خامنه‌ای همواره موضوع مناقشه مخالفان و وابستگان حکومت بوده‌است. این موضوع به جنگ جناح‌های حاکمیت هم کشیده شده، اساتید دانشگاه‌های ایران نیز خواهان شفافیت و پاسخگویی و اصلاحات ساختاری نهادهای زیرنظر خامنه‌ای شدند.[۱] این موضوع در اوج خود به صورت «لایحه شفافیت دارایی‌های رهبر ایران» به تصویب نمایندگان کنگره آمریکا رسید.[۲]
ثروت پسران و دختران خامنه‌ای میلیاردها دلار برآورد می‌شود که در بانک‌های ونزوئلا، انگلستان و سوریه سپرده شده‌اند.[۳] همچنین خامنه‌ای نظارت بر سازمانی را به نام «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» برعهده دارد که میزان دارایی‌های این سازمان «بالغ بر ۹۵ میلیارد دلار» تخمین زده می‌شود.[۴] این میزان دارایی حدود ۴۰ درصد بیشتر از صادرات نفتی ایران در سال ۱۳۹۱ بوده‌است و از مجممحمدرضا شاه پهلوی هم بیشتر است.[۵]
ثروت پسران و دختران خامنه‌ای میلیاردها دلار برآورد می‌شود که در بانک‌های ونزوئلا، انگلستان و سوریه سپرده شده‌اند.
خامنه ای و پسرانش 

نهادهای تحت امر

نهادهای تحت امر خامنه‌ای که بعنوان حوزه‌های خارج از دولت هم نامیده می‌شوند و از مالیات هم معاف هستند و هیچ نظارت دولتی هم بر وضعیت مالی و درآمدهای آنها وجود ندارد.[۶]
  1. آستان قدس رضوی
  2. بنیاد پانزده خرداد
  3. بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی
  4. بنیاد مسکن انقلاب اسلامی
  5. دفتر تبلیغات اسلامی
  6. سازمان تبلیغات اسلامی
  7. ستاد اجرایی فرمان امام
  8. شورای سیاستگذاری ائمه جمعه
  9. شورای عالی قرآن
  10. شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
  11. کمیته امداد امام خمینی
  12. مؤسسه اطلاعات
  13. بنیاد علوی
  14. مجمع تقریب مذاهب اسلامی
  15. حوزه علمیه قم
  16. بنیاد برکت
  17. مؤسسه کیهان
  18. مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران
  19. نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها
هم‌اکنون ۱۹ هزار شرکت شبه‌دولتی در اقتصاد ایران فعال هستند که حتی یک خط اطلاعات در مورد عملکرد مالی آنها در دست نیست. مثلاً دست‌کم ۱۵هزار امامزاده و بقاع متبرکه در کشور وجود دارد که اگر ۳۰تا ۴۰درصد آنها مالک فقط یک شرکت باشند تعداد شرکت‌های این گروه دست‌کم به چند هزار شرکت خواهد رسید.[۶]
    👈👈ادامه مطلب