‏نمایش پست‌ها با برچسب آرزوهای ایرانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آرزوهای ایرانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ بهمن ۸, دوشنبه

یپرم خان و جنبش مشروطه

ازآن ماست پیروزی

یپرم خان

یپرم خان ارمنی 
یپرم خان یا یپرم خان ارمنی با نام اصلی یپرم داویدیان گانتاکتسی (زاده ۱۲۴۴ یا ۱۲۴۷ خورشیدی در یکی از توابع گنجه واقع در جمهوری آذربایجان امروزی - مقتول در ۱۲۹۱ خورشیدی در نزدیکی همدان) از انقلابیون و رهبران نظامی جنبش مشروطه که در دوران استبداد صغیر و بعد از آن در نبردهای متعددی علیه نیروهای مخالف مشروطه شرکت کرد.[۱]
در تایید یا رد شخصیت وی نظرات متناقضی وجود دارد ولی ظاهرا بعد از پیروزی جنبش مشروطه اختلافاتی با سایر رهبران ازجمله ستارخان داشته است و عامل حکومتی خلع سلاح مجاهدان در پارک اتابک بوده است. وی در جریان یکی از جنگ‌های دوران مشروطه، به هنگام عزیمت از همدان به کرمانشاه به قتل رسید.[۲]

زندگی‌نامه یپرم خان

او از جوانی به خاطر روحیه ماجراجویی با گروه‌های مسلح آشنایی پیدا کرد و وارد عرصه مبارزه و فعالیت علیه سیاست‌های ضد ارمنی امپراتوری عثمانی شد.[۱]
در آغاز به رزمندگان ارمنی که می‌خواستند از مرزهای روسیه تزاری بگذرند و با عثمانیان نبرد کنند پیوست؛ ولی روسها دستگیرش کردند و به اردوگاه‌های کار اجباری در سیبری تبعیدش کردند. او به گونه‌ای شگفت‌انگیز از اردوگاه مرگبارش گریخت. نخست خود را به ژاپن رساند و پس از گذراندن راهی دراز به ایران آمد و دوباره به ارمنستان رفت و به داشناک‌ها پیوست. داشناک‌ها گروهی از ارمنیان بودند که برای استقلال ارمنستان می‌جنگیدند.
در سال ۱۲۷۹ خورشیدی یپرم از طرف فرقه داشناک برای تشکیل حزب در گیلان مأموریت یافت. وی در دوره حضورش در گیلان در اداره راه‌سازی مشغول به کار شد و سپس در رشتکوره آجرپزی راه انداخت و به آجرپزی مشغول شد. یپرم خان در رویداد باغ مدیریه رشت نقش فعال داشت. وی فرماندهی ستون سوم حمله و محاصره دارالحکومه رشت را در این رویداد بر عهده داشت. گروهی از قفقازیان و ارمنیان به عنوان کارگر به رشت آمده و در آنجا مشغول به کار شدند. این کارگرها بعدها فوج مجاهدین فدایی ارمنی را شکل دادند که به سرکردگی یپرم خان در سال ۱۳۲۷ قمری همراه با سپهدار تنکابنی از رشت راهی تهران شدند.[۳][۴]

یپرم خان پس از فتح تهران

پس از فتح تهران و خلع محمد علی شاه قاجار از سلطنت که یپرم‌ خان نقشی اساسی در این پیروزی داشت، روزنامه‌ها اخبار فتح و رشادت‌های یپرم را منعکس کردند. در این ایام هیئت مدیره‌ای تشکیل شد و وی را با دادن اختیاراتی نامحدود به ریاست شهربانی کل (نظمیه) پایتخت منصوب کرد. در این سال یپرم که سرکردگی ۵۰ نفر از مجاهدان را به عهده داشت به همراه ۲۰۰ نفر بختیاری به سرکردگی جعفرقلی‌خان سردار بهادر، ملقب به سردار اسعد (فرزند سردار اسعد معروف) و با کمک عده‌ای قزاق برای دفع یاغیان آذربایجان فرستاده شدند.
این درگیری با پیروزی یپرم‌خان و همراهانش به پایان رسید تا رحیم‌خان سردار نصرت چلپیانلو که مهم‌ترین سرکرده یاغیان بود به روسیه فرار کرده و پناهنده شود. مخبرالسلطنه هدایت که در این هنگام والی آذربایجان بود در کتاب خاطرات و خطرات می‌نویسد: «یپرم بیش از اندازه به خود می‌نازد و الحق رشید هم هست، با هفت‌تیر وارد سنگر شخص رشیدخان شده‌است و رحیم‌خان از ترس مسلسل فرار کرده‌است.»
محمدعلی شاه با اینکه از ایران گریخته بود، اما به تحریکات خود ادامه می‌داد. در سال ۱۳۲۹ قمری هنگام بازگشت شاه مخلوع به ایران جنگ‌هایی میان قوای هوادار محمدعلی شاه و نیروهای دولتی (مشروطه‌خواهان) صورت گرفت. سرکرده نیروی دولتی یپرم‌خان بود و توانست در نزدیکی ورامین قوای طرفدار محمدعلی شاه به فرماندهی ارشدالدوله را شکست دهد و خود او را هم دستگیر کند. ارشدالدوله بلافاصله در دادگاهی صحرایی به مرگ محکوم شد و حکم وی نیز بدون کمترین درنگ به اجرا درآمد.
یپرم خان در هیئت نظامی
اندکی پس از این ماجرا، که یپرم‌خان با جنازه ارشدالدوله به تهران بازگشت، قوای دولتی برای دفع سالارالدوله به سمت غرب رهسپار شد. در این لشکرکشی نیز یپرم یکی از سرکردگان بود. یپرم‌خان همچنین در واقعه پارک اتابک که به کشته شدن عده زیادی از مجاهدین و ستارخان سردار ملی انجامید، فرماندهی قوای دولتی را عهده‌دار بود.[۵]

رابطه مشروطیت و پیرم خان و ارامنه

به منظور روشن شدن اینکه ارامنه و داشناکسوتیون چرا و با چه انگیزه‌ای برای مشارکت در نهضت مشروطهٔ ایران قدم پیش نهادند و شناخت روستوم انقلابی (از بنیان گذاران حزب داشناکسوتیون)، علت مأموریت وی و علل و چگونگی رزم‌های یپرم و یارانش لازم است بخشی از مذاکرات کنگرهٔ چهارم حزب را در مورد مشارکت با انقلابیون مشروطه خواه، که در ۱۹۰۷ میلادی در وین اتریش تشکیل و تصمیمات آن به اتفاق آرائ تصویب شد، از نظر گذراند:
«با توجه به اینکه، جنبش‌های فعلی ایران سبب بیداری و آگاهی بیشتر مردم شده و ممکن است پدیده‌ای بزرگ و مهم در رستاخیز ایران و حتی شرق میانه شود. مضاف بر اینکه با در نظر گرفتن نتایج آن نهضت از دیدگاه جهان بشریت و همچنین مسئله ارمنی کنگره به عموم سازمان‌ها و افراد مرتبط با حزب داشناکسوتیون در ایران توصیه می‌کند تا با کلیهٔ وسایل و امکانات در به ثمر رساندن آن نهضت بکوشند. باید در نهضت بیداری و آزادی‌خواهی ایران آرمان و اندیشه دموکراتیک راستین زحمتکشان، که ملهم از مرام نامه حزب داشناکسوتیون است تلفیق گردد».
تصمیم فوق به دنبال درخواست‌هایی اتخاذ شد که در پاییز ۱۹۰۶ میلادی از طریق مجمع عمومی تشکیلات حزب در تبریزموسوم به ورژ به کنگره بزرگ داشناکسوتیون ارسال شده بود.
در مجمع عمومی تبریز، نمایندگانی از شهرستان‌های گوناگون کشور شرکت کرده بودند و یپرم نیز فرستادهٔ ویژه تشکیلات گیلان بود. او که پس از فرار معجزه‌آسای خود از تبعیدگاه ساخالین به ایران وارد شده و به داشناکسوتیون پیوسته بود حامل افکار و خواست‌های کلیهٔ افراد منتسب به حزب بود و به موجب تقاضای تشکیلات حزب در گیلان می‌بایست با تمام قوا از جنبش مشروطه‌خواهی ایران جانبداری می‌کرد.
کنگرهٔ حزب داشناکسوتیون پس از تصویب درخواست همکاری با نهضت آزادی‌خواهی و مشروطیت ایران روستوم انقلابی، از بانیان حزب، را در مقام نمایندهٔ حزب برای مذاکره با مشروطه‌خواهان روانهٔ ایران کرد.[۶]

۱۳۹۷ آذر ۲۲, پنجشنبه

طرح شورای ملی مقاومت دربارهٌ «رابطهٌ دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب»

ازآن ماست پیروزی

طرح شورای ملی مقاومت دربارهٌ «رابطهٌ دولت موقت

جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب»

پرچم شیر و خورشید نشان شورای ملی مقاومت ایران
پرچم شیر و خورشید نشان شورای ملی مقاومت ایران
طرح شورای ملی مقاومت دربارهٔ «رابطهٔ دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب» یکی از طرح‌های شورای ملی مقاومت ایران برای ایران پس از سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. این طرح پاسخی است به ظلم و اجحاف این رژیم به تمامی ایرانیان به ویژه اقلیت‌های مذهبی و نیروهای لائیک؛ که همواره مورد تبعیض و بی عدالتی قرار گرفته‌اند.
این طرح شامل یک مقدمه و ۴بند است که در ۲۱ آبان ۱۳۶۴ به تصویب شورای ملی مقاومت ایران رسیده‌است. در این طرح نحوهٔ نگرش شورای ملی مقاومت به موضوع دین و رابطهٔ آن با دولت پرداخته شده و الگویی برای ایران فردا را ترسیم می‌کند.

مقدمهٔ طرح

بااعتقاد به حاکمیت ملی، که از طریق اعمال ارادهٔ آزاد شهروندان تحقق می‌یابد، و عزم راسخ در براندازی رژیم خمینی، که بر استبداد دینی و ارتجاع مذهبی استوار است،
با اعتقاد به آرای عمومی به عنوان اساس مشروعیت نظام آیندهٔ کشور،
با تأکید بر «تساوی حقوق سیاسی و اجتماعی همهٔ آحاد ملت» و ملغی‌شناختن «همهٔ امتیازات جنسی و قومی و عقیدتی»(۱) و برابری همهٔ شهروندان در مقابل قانون، صرفنظر از اعتقاداتشان،
با تأکید برتضمین «حقوق فردی و اجتماعی مردم مصرّح در اعلامیهٔ جهانی حقوق‌بشر»، (۲) از جمله حق آزادی ادیان و مذاهب و منع هرگونه تفتیش عقیده که لازمهٔ حفظ شئون و حیثیات انسانی است،
با تصریح براین نکته که ضمن احترام به همهٔ ادیان ومذاهب، هیچ دین و مذهبی را، به هیچ عنوان، دارای حق و امتیاز ویژه‌ای نمی‌شناسد و تبعیض در میان پیروان ادیان و مذاهب گوناگون را مردود می‌شمارد.
رابطهٔ دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران با دین و مذهب را در چارچوب برنامهٔ دولت موقت و مصوبات قبلی این شورا به شرح زیر مشخص می‌کند:

بندهای طرح

۱ ـ اعمال هرگونه تبعیض در مورد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی ممنوع است. هیچ‌یک از شهروندان به دلیل اعتقاد یا عدم اعتقاد به یک دین یا مذهب در امر انتخاب‌شدن، انتخاب‌کردن، استخدام، تحصیل، قضاوت و دیگر حقوق فردی و اجتماعی مزیت یا محرومیتی نخواهد داشت.
۲ ـ هرگونه آموزش اجباری مذهبی و عقیدتی و اجبار به انجام یا ترک آداب و سنتهای مذهبی ممنوع است. حق آموزش، تبلیغ و برگزاری آزادانهٔ آداب و سنتهای تمامی ادیان و مذاهب و احترام و امنیت همه‌ی‌اماکن متعلق به آنها تضمین می‌شود.
۳ ـ صلاحیت مقامهای قضایی ناشی از موقعیت مذهبی و عقیدتی آنان نیست و قانونی که ناشی از مرجع قانونگذاری کشور نباشد، رسمّیت و اعتبار نخواهد داشت.
با الغای مقررات قصاص و حدود و تعزیرات و دیات رژیم ضدبشری خمینی و با انحلال دادگاه‌ها و دادسراهای به‌اصطلاح انقلاب اسلامی و محاکم شرع، که در ردیف وظایف مبرم دولت موقت است، امر دادرسی، اعم از تعقیب جرایم و رسیدگی به کلیهٔ دعاوی، در نظام واحد قضایی جمهوری، بر اساس موازین شناخته‌شدهٔ حقوقی و مطابق قانون انجام می‌شود.
۴ ـ تفتیش عقیده و دین و مذهب توسط مراجع دولتی و مؤسسات عمومی وابسته به دولت به هر عنوان ممنوع است.
طرح حاضر در یک مقدمه و ۴ماده در جلسهٔ ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۶۴ شورای ملی مقاومت به اتفاق آرا به تصویب رسید.

۱۳۹۷ آذر ۲۰, سه‌شنبه

سازمان مجاهدین خلق ایران

ازآن ماست پیروزی

سازمان مجاهدین خلق ایران

سازمان مجاهدین خلق ایران، در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ توسط محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگانازدانش‌آموختگان دانشگاه‌های تهران بنیان‌گذاری شد. سازمان مجاهدین خلق ایران یکی از نیروهای محوری مبارزه با رژیم پهلوی در دورهٔ محمدرضا شاه بود.
آرم سازمان مجاهدین خلق ایران 


این سازمان پس از بنیانگذاری به مدت ۶ سال به کار تدوین ایدئولوژی، استراتژی و تربیت کادرها پرداخت.
در شهریورماه ۱۳۵۰ بیش از ۹۰ درصد از کادرها و ۱۰۰ درصد مرکزیت سازمان توسط ساواک دستگیر شدند، بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران و تعدادی از اعضای مرکزیت در سال چهارم خرداد ۱۳۵۱ توسط محمدرضا پهلوی اعدام شدند.
بعد از اعدام بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران، مسعود رجوی که تنها بازمانده مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران بود، و در پی واگذاری مسئولیت سازمان به او توسط محمد حنیف‌نژاد؛ قبل از شهادش در زندان در نقطهٔ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت.
از شهریور ۱۳۵۰ تا ۳۰ دی ۱۳۵۷ رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران و بیشتر اعضا و کادرهای آن در زندان بودند.
پس از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی، سازمان مجاهدین خلق ایران مبارزه مسالمت آمیز و فعالیت‌های سیاسی خود را آغاز کرد. این امر از جانب خمینی که در حال تثبیت حکومت خود بود، تحمل نمی‌شد. دفاتر، میتینگ‌ها و میزکتاب‌های این سازمان، توسط طرفداران حکومت بارها مورد حمله قرار گرفت
از سال ۵۷ تا سال۶۰ نزدیک به ۷۰ نفر از اعضا وهواداران سازمان مجاهدین در این حملات کشته‌شده و صدها نفر مجروح شدند. سازمان مجاهدین خلق ایران تلاش می‌کرد در این برهه بدون اقدام متقابل از آخرین قطرات آزادی برای ادامهٔ فعالیت مسالمت‌آمیز سیاسی استفاده کند.


۱۳۹۷ آذر ۱۴, چهارشنبه

جنبش دانشجویی

جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی در ایران، سابقه‌‌ای دیرینه دارد. از زمان عباس‌میرزا ولیعهد فتحعلی‌شاه قاجار اعزام دانشجو به کشورهای دیگر بخصوص اروپا شروع شد. به تدریج در دوره‌های بعد تعداد دانشجویان اعزامی بیشتر شد، بعد از آن امیرکبیر دارالفنون را تأسیس کرد، که در آن علوم مختلف آموزش داده می‌شد، همزمان از اشراف‌زادگان و کسانی که تمکن مالی داشتند، به اروپا برای تحصیل می‌رفتند، این قشر همراه با بازرگانان، روشنفکران و سیاحانی که از وضعیت کشورهای دیگر مطلع می‌شدند، و عقب‌ماندگی ایران را می‌دیدند، در فکر تغییر در ایران می‌افتادند، این قشرها مهمترین کسانی بودند که پایه‌های اصلی انقلاب مشروطه را تشکیل می‌دادند،
جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی
در سال ۱۳۱۴ دانشگاه به شکل امروزی تأسیس شد، از زمان تأسیس دانشگاه همواره دانشگاه مرکز تجمع نیروهای آگاه و دگرگونی طلب بود. بخصوص بعد از اخراج رضاخان از ایران، یک فضای باز بالنسبه سیاسی ایجاد شد که دانشجویان تشکل‌های خودشان را شکل دادند، در این برهه دانشجویان در سه جهت‌گیری سیاسی دسته بندی می‌شدند، طرفداران مارکسیسم که عمدتاً‌ از طرف حزب توده تغذیه می‌شدند، جریان ملی که هواداران مصدق بودند و جریان مذهبی و اسلامی که طیفی از گرایشهای مختلف تحت عنوان مذهب بودند.(مانند طرفداران نخشب و ...)
جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی 
بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دانشجویان با پرچمداری دانشجویان ملیگرا به سفر نیکسون به تهران اعتراض کردند، که نیروهای نظامی شاه بر روی دانشجویان آتش گشودند و سه تن از دانشجویان مبارز را به نام‌های احمد قندچی، مهدی شریعت رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا به قتل رساندند. خونهایی كه به دلیل شناخته شدگی این سه تن در خواستهای رادیكال و ملی؛ شالوده بنیادین جنبش دانشجویی را براساس تمایلات ملی گرایانه و مردمی و آزادیخواهانه و جریان مبارزاتی جنبش دانشجویی پی ریزی كرد و بستر این مبارزات را از همان آغاز از حركتهای غیر رادیكال و غیر ملی جدا و متمایز كرد و با گذشت زمان محصولاتش را ارائه داد.
بعد از این دوران دانشگاه و فعالیت دانشجویی برای یک دوره در محاق فرو رفت، در بهمن ۱۳۴۰ دانشجویان در اعتراض به تأخیر در بازگشایی دانشگاه مورد هجوم و حمله‌ی کماندوهای هوانیروز قرارگرفتند.
از این دوران به بعد دانشجویان آگاه و فداکار، شیوه‌ی مبارزه‌ مسالمت‌آمیز را به کنار گذاشتند و از دل دانشگاه سازمان‌های پبشتاز مبارزه مسلحانه بیرون آمدند:سازمان مجاهدین خلق ایران و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران.
این سازمان‌ها با تکیه بر مشی مبارزه‌ی مسلحانه فضای آن روزگار را شکستند، بعد از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ قشر دانشجو و جنبش دانشجویی فعالیت بسیار گسترده‌ای در پیوند با نیروهای انقلابی بخصوص سازمان‌ مجاهدین خلق ایران و سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران داشتند، بطوری که دانشگاهها بستر مبارزات آزادیخواهانه و مترقی این سازمانها و هوادارانشان برای تثبیت خواستهای ملی و نفی هرگونه وابستگی و نفی آزادیها بود و دقیقا به همین دلیل خمینی با اعلام انقلاب فرهنگی دانشگاه‌ها را بست.
اما جنبش دانشجویی ایران خاموش نشد، و در طول نزدیک به ۴ دهه هزاران حرکت اعتراضی ضد حکومتی در این محیط‌های سرشار از آگاهی و مبارزه انجام گرفت درحالی كه به طور بی وقفه در محاصره مجهزترین و سهمگین ترین ارگانها و سازمانهای سركوب و كشتار قرار داشتند

۱۶ آذر روز ایستادگی دانشجو

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سازمان‌‌های سیاسی، بخصوص سازمان‌‌های تشکیل دهنده‌ی جبهه‌ی ملی در یک دوره‌‌ی کوتاه تحت عنوان نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست‌ زدند،‌و تظاهرات‌ها و اعتصابهای پراکنده‌ای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از جمله در تاریخ ۱۶ مهر و ۲۱ آبان، در اعتراض به محاکمه مصدق برگزار شد.
شهدای ۱۶ آذر-پیشتازان جنبش دانشجویی
شهدای ۱۶ آذر-پیشتازان جنبش دانشجویی
مدت کوتاهی بعد از این وقایع اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا (که در زمان نخست‌وزیری مصدق قطع شده بود) از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد.
او از جانب رئیس جمهور می‌آمد تا اعلام کند که «پیروز سیاسی امیدبخشی در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع شده است».[۴]
سفر نیکسون بهانه‌ی خوبی برای دانشجویان بود تا اعتراض کنند؛‌ در همین راستا در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاس‌ها پرداختند و ناآرامی تمام دانشگاه تهران را فرا گرفت.
رژیم شاه برای جلوگیری از اعتراضات بعدی دانشجویان تصمیم به سرکوب دانشجویان گرفت. سربازان و نیروهای ویژه‌ی ارتش شاه به کلاس‌های درس در دانشگاه تهران حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، به سوی دانشجویان آتش گشودند که سه دانشجوی این دانشکده با شلیک مستقیم نیروهای شاه جان خود را از دست دادند،‌ احمد قندچی، مهدی شریعت رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا سه دانشجوی جان باخته‌ی حمله روز ۱۶ آذر شاه به دانشگاه بودند.
فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را در دانشگاه تهران در حالی دریافت کرد که دانشگاه تهران در به شکل عریانی در اشغال نیروهای نظامی و سرکوب شاه بود.
حوادث و کشتار آذرماه ۱۳۳۲ نشان داد که دولت کودتا، فعالیت‌های دانشجویی را با سرکوب نظام‌مند پاسخ خواهد داد؛ ۱۶ آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع ۱۶ آذرماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت استبدادی و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد. ۱۶ آذر از همان زمان تا به امروز، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده‌است؛ و برگی درخشان از مبارزات جنبش دانشجویی ایران به حساب می‌‌آید.

ادامه این مطلب👈



۱۳۹۷ آذر ۱۳, سه‌شنبه

علی اصغر بدیع زادگان

علی اصغر بدیع زادگان

«ارزش هر کس در مبارزه به‌اندازه مایه‌ای است که در این راه می‌گذارد».

علی اصغر بدیع زادگان
علی اصغر بدیع زادگان 
علی‌اصغر بدیع‌زادگان (زادروز ۱۳۱۹ - تیرباران ۴ خرداد ۱۳۵۱) از بنیان‌گذاران سازمان مجاهدین خلق ایران بود. وی به همراهمحمد حنیف نژاد و سعید محسن، سازمان مجاهدین خلق را در سال ۱۳۴۴ بنیان‌گذاری نمود. اصغر بدیع‌زادگان در سال ۱۳۵۰ توسط ساواک شاه دستگیر گردید و در چهارم خرداد ۱۳۵۱ اعدام شد[۱]

زندگی‌نامه

اصغر بدیع‌زادگان در سال۱۳۱۹ در اصفهان در یک خانواده متوسط متولد شد. خردسال بود که خانواده‌اش به تهران آمدند و او دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. او با مسائل سیاسی، در دوران تجدید فعالیتهای جبهه ملی و نهضت آزادی در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ آشنا شد. اصغر در دوران تحصیل در دانشگاه به فعالیت سیاسی پرداخت، اما هیچ‌یک از افراد خانواده‌اش اطلاعی از فعالیتهای او نداشتند و ساواک شاه نیز تا هنگام دستگیریش هیچ سابقه‌ای از او نداشت. اصغر در [۲]سال۱۳۴۲ به نظام‌وظیفه رفت و پس از آن مدتی در کارخانه اسلحه‌سازی و سپس در کادر آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران به‌کار پرداخت.

۱۳۹۷ آذر ۷, چهارشنبه

نهضت جنگل ومیزا کوچک خان جنگی

ازآن ماست پیروزی،  با همه شادی و بهروزی 
نهضت جنگل

میرزا کوچک‌خان؛ نخستین پیشگام در مبارزه انقلابی مسلحانه در تاریخ معاصر ایران

یازدهم آذرماه، سالروز شهادت سردار جنگل، میرزا کوچک‌خان در سال ۱۳۰۰شمسی
  میرزا کوچک به هنگام امضای فرمان مشروطیت توسط مظفّرالدین شاه قاجار در ۱۳مرداد۱۲۸۵، ۲۸ ساله بود. وی در قیام مشروطه خواهان رشت علیه محمدعلی شاه قاجار که به فتح تهران در ۲۵تیرماه ۱۲۸۸شمسی منجرشد، فرماندهی یک دسته از مشروطه خواهان را به عهده داشت.
میرزا کوچک خان جنگلی 

     میرزا پس از فتح تهران به گیلان برگشت و با شماری از مبارزانی که مخالف دخالتهای روسیه تزاری در شمال ایران بودند، گروهی را تشکیل داد. در بین یاران میرزا افراد تحصیل کرده یی مانند دکتر حشمت و میرزا حسین کسمایی، بازرگانان معروفی مانند حاج احمد کسمایی بودند و افرادی هم از اقشار پایین تر جامعه مانند حسن آلیانی و شیخ علی شیشه بر.

در جریان ورود محمدعلی شاه از روسیه به ترکمن صحرا برای بازپس گیری تاج و تخت شاهی، کوچک خان همراه با شماری از مدافعان مشروطه برای مقابله با محمدعلی شاه و طرفدارانش، به ترکمن صحرا شتافتند. در نبردی که رخ داد، تیری به شانه میرزا اصابت کرد و به اسارت قوای روسی حامی محمدعلی شاه افتاد. آنها او را به روسیه بردند. میرزا پس از معالجه خود را مخفیانه به رشت رسانید.

۱۳۹۷ آبان ۲۷, یکشنبه

حمایت از خیزش کارگران هفت‌تپه، یک وظیفه ملی

خروش کارگر

کارگران هفت تپه و فولاد
خروش کارگران هفت تپه
از اولین ساعت‌های بامداد روز یکشنبه ۲۷آبان ۹۷ کارگران به‌جان آمده مجتمع‌ نیشکر هفت‌تپه خوزستان برای چهاردهمین روز متوالی به خیابانها آمده و با تجمع در مقابل فرمانداری منطقه، خواهان احقاق حقوق به یغما رفته خود شدند.
شمار کارگران معترض و خانواده‌هایشان که اینک از حمایت دیگر اقشار و طبقات شهر خود و دیگر مناطق کشور نیز برخوردار هستند، سر به هزاران تن می‌زند.
حضور زنان آگاه و قهرمان در صفوف تظاهرکنندگان، نمود چشمگیری دارد.
در شرایطی که رژیم سرکوبگر آخوندها با اعزام نیروی ویژه تلاش می‌کند حرکت کارگران معترض را متوقف کند، موج حمایت از سوی رانندگان کامیون کشور که خود نیز در یک اعتصاب طولانی به‌سر می‌برند همراه با حمایت رو به رشد معلمان آزاده کشور، همراه با بازاریان و کسبه و دانشجویان، به‌مثابه یک کمربند ایمنی، پیرامون کارگران حق‌طلب و پیشتاز هفت‌تپه وارد صحنه شده است.
همزمان با اعتصاب و تظاهرات کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز نیز در اهواز نهمین روز اعتصاب خود را آغاز کرده و خواهان رسیدگی به وضعیت خود هستند. 


حبیب‌الله آشوری

حبیب‌الله آشوری

حبیب الله آشوری
حبیب الله آشوری 

حبیب‌الله آشوری (زاده ۱۳۱۵، گناباد مشهد - اعدام ۲۷ شهریور ۱۳۶۰، تهران) روحانی بسیار ساده‌زیست، و خطیبی معترض به نظام شاهنشاهی بود. او با برداشتی متفاوت با نگاه سنتی به دین، از منتقدان صریح‌اللهجه‌ی رژیم سلطنتی و روحانیان وابسته به حکومت، و نیز از باورمندان و پیگیران تحقق حکومت دینی/توحیدی محسوب می‌شد. فعالیت‌های تبلیغی وی علیه شاه و استبداد حاکم و انتقادهای تند و صریح وی از اختلاف طبقاتی و بی‌عدالتی وقت، منجر به برخورد مکرر ساواک با این روحانی مبارز شد.[۱]
وی پس از سی خرداد ۱۳۶۰ به همراه ۸۰ تن دیگر در زندان اوین اعدام شد.اعدام وی بدلیل هواداریش از سازمان مجاهدین خلق ایران بود.
اعدام حبیب‌الله، آشوری موجی از اعتراض و تاثر را در [۲]
میان مردم بر انگیخت


حدود سه ماه بعد از انقلاب(۲۴ اردیبهشت سال ۵۸)، حبیب‌الله آشوری ضمن نامه‌ای به آیت‌‌الله خمینی، جوسازی علیه خودش و بازجویی و زندانی‌شدن در اوین را شرح می‌دهد.
بسمه تعالی 
از آنجا که جانشینی ستم بجای عدل دردآور و جایگزینی خلاف بجای قانون رنج آور است، بخصوص که تقوای نظام را نیز مخدوش و حیثیت اسلام را نیز لکه دار می‌کند، عرض حال ذیل را که نمودار اینهمه است تقدیم می‌کنم: 
... 
حبیب الله آشوری
حبیب الله آشوری 
در روز ۵۸/۲/۴ دست‌های مرموزی که احیاناً نمی‌خواهند اذهان به تعقیب مجرمان اصلی ترور سرلشگر قره نی – که به بیان امام امپریالیسم و عوامل آن می‌باشند – سیر کند، مرا در [روزنامه]کیهان عضو برجسته ی گروه فرقان قلمداد کردند تا از یکطرف توطئۀ خود را بپوشانند و از طرف دیگر چون مرا سّد راه افکار مرتجعانه ی خود می‌دانند نابود کنند و یا لااقل حیثیت مرا لکه‌دار نمایند. 
... 
من پس از تکذیب این دسیسه به کیهان مراجعه کردم که منشأ این توطئه مشخص و تعقیب قانونی شود تا در نظام عدل اسلامی همچون نظام ظلم طاغوتی هر کسی نتواند به هر کسی هر انگی را بچسباند و از طرف دیگر واقعیت امر را بپوشاند، لکن در آنجا به این نتیجه رسیدم که باز هم همان دست‌ها قویاً پشت مسأله ایستاده‌اند و نه تنها از تعقیب مُفتری که حتی از مشخص نمودن آن نیز کیهان را محذور می‌دارند. 
از این رو از اینجا مأیوس شدم و با تنظیم اعلام جرمی علیه این توطئه – که رونوشت آن پیوست نامه است – به دادگاه انقلاب پناه بردم، لکن در محضر مقدس دادستانی کل انقلاب نیز با کمال تعجب نه تنها به این دعوی برخوردی در شان عدالت اسلامی ننمودند که بی هیچ زمینۀ قانونی و حقوقی زیرکانه مرا به بازجوئی گرفتند. 
...[۷]

۱۳۹۷ آبان ۲۵, جمعه

به یاد شکری مبازر نامدار مهین

شکرالله پاک‌نژاد

شکرالله پاکنژاد از زبان آقای مسعود رجوی

«با شهادت پاک‌نژاد، خلق ما یکی از رشیدترین فرزندان مبارزش، انقلاب ما یکی از ارزنده‌ترین رهبرانش، سازمان مجاهدین، یکی از صمیمی‌ترین و غمخوارترین هم‌زنجیران، همرزمان، و همسنگران و مشوقان انقلابی خود رااز دست داد. اگرچه یقین دارم که راهش، همچون نامش هر روز درخشنده‌تر و تابنده‌تر تا قله پیروزی نهایی ادامه خواهد داشت».

شکرالله پاکنژاد (تیرباران ۲۸ آذر ۱۳۶۰) فعالیت‌های سیاسی خود را از مبارزات ملی و دانشجویی اواخر سالهای ۱۳۳۰ و اوایل ۱۳۴۰ خورشیدی شروع کرد و از زندانیان سیاسی زمان محمدرضا شاه پهلوی بود دفاعیات او در دادگاه شهرت جهانی دارد بعد از انقلاب ۱۳۵۷ از بنیانگذاران جبهه دموکراتیک ملی ایران بود.
شکرالله پاکنژاد
شکرالله پاکنژاد
شکرالله پاک‌نژاد، که دوستانش او را شکری صدا می‌کردند با اعتقاد به مبارزه مسلحانه دست به ایجاد تشکل و هسته‌ای برای آغاز مبارزه قهرآمیز با رژیم شاه زد. این هسته که به گروه فلسطین معروف شد یکی از نخستین تلاش‌ها برای سازماندهی مقاومت مسلحانه علیه رژیم شاه بود. پاک‌نژاد در سال ۱۳۴۸ به هنگام خروج از ایران به منظور پیوستن به جنبش فلسطین توسط ساواک شاه دستگیر و زندانی شد.


زندگی‌نامه
شکرالله پاک‌نژاد در خانواده‌ای فقیر در دزفول متولد شد. در سال ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد. به محض ورود به دانشگاه با مسائل سیاسی آشنا شد و شروع به فعالیت کرد و به علت فعالیت‌های وسیع که در امر مبارزه با شاه از خود نشان داد، به زودی توانست مسئولیت‌های مهمی در سازمان دانشجویان وابسته به جبهه ملی به عهده بگیرد. از همان سال تا سال ۱۳۴۲ که او را از دانشگاه اخراج کرده و به سربازخانه فرستادند، بارها بازداشت شد و به زندان افتاد. در تظاهرات اول بهمن ۱۳۴۰ که مأموران ساواک و کماندوهای چترباز، به دانشگاه هجوم بردند، به قصد کشت او را کتک زدند، طوری که نیروهای امنیتی ناچار شدند پیکر تقریباً نیمه جانش را به بیمارستان برسانند. عصر همان روز پس از کمی بهبودی نسبی از بیمارستان فرارکرد و از فردای آن روز باز مبارزه را از سرگرفت. در سال ۱۳۴۲ او را به عنوان «اخلالگر» ازدانشگاه اخراج کرده و به سربازی فرستادند. در سال ۱۳۴۷ از دانشکده حقوق، رشته علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد.[۱]