‏نمایش پست‌ها با برچسب سازمان مجاهدین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سازمان مجاهدین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ بهمن ۲۷, شنبه

دوستان به مناسبت پیروزی های ورشو این نقاشی را میزارم .

ازآن ماست پیروزی 

این نقاشی خودم کشیدم . 
با آبرنگ کشیده شده . من یه نقاش آماتور هستم 
به مناسبت پیروزی های اخیر در ورشو به هموطنان تقدیم می کنم.


نقاشی آبرنگ 


۱۳۹۷ دی ۱۶, یکشنبه

کاندیداتوری مسعودرجوی و فتوای خمینی چرا و چگونه .

ازآن ماست پیروزی

کاندیداتوری مسعودرجوی

مسعود رجوی در سال ۱۳۵۸
مسعود رجوی کاندیدای سازمان مجاهدین خلق ایران برای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۵۸ بود. «خمینی اعلام کرده بود که این جانب بنا ندارم از کسی تأیید نمایم. چنانچه بنا ندارم کسی را رد کنم و از تمام احزاب و گروه‌ها و افراد می‌خواهم که از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تأیید و یا تعیین و یا رد شود، ندهند» اما در روز شنبه ۲۹ دی ۱۳۵۸، و پس از آنکه مسعود رجوی تمامی مراحل قانونی کاندیداتوری را طی کرده و اضافه بر آن، مشخصا در تماس رسمی با رفسنجانی و خامنه‌ای به آنان موکداً گفته شده بود «ما برغم رای ندادن به قانون اساسی می‌خواهیم در انتخابات شرکت کنیم تا در کادر قانون به مخالفت با آن بپردازیم» آیا با این اوصاف وارد بشویم یا نه؟ و پس از اخذ پاسخ مثبت کلیه مقامات رسمی و مرتبط با خمینی اقدام به ورود به انتخابات کردند، خمینی با مشاهده میزان حمایت‌های مردمی‌ای که متوجه مسعود رجوی شد، حرف پیشین خود را زیرپا گذاشت و اعلام کرد «کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی مثبت نداده‌اند، صلاحیت ندارند رئیس جمهور ایران شوند» و به این ترتیب مسعود رجوی را از شرکت در انتخابات منع کرد. پس از این فتوا مسعود رجوی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رای نداده بود از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری انصراف داد.
این، اولین بار در جهان بود که یک سازمان سیاسی با سابقه مبارزه مسلحانه اقدام به ورود به عرصه مبارزات سیاسی مسالمت آمیز می‌کرد اما حاکمیت در یک رویکرد معکوس، از ورود آن به مبارزه سیاسی ممانعت به عمل می‌آورد.[۱][۲][۳]

فتوای خمینی و منع مسعود رجوی

به دنبال سرازیر شدن حمایت احزاب، گروه‌ها و تشکل‌های کارگری و دانشجویی و بسیاری قشرها اجتماعی به سوی کاندیدا مجاهدین خلق و بالا گرفتن آن حمایت‌ها، ناگهان عده‌ای از نزدیکان خمینی روز شنبه ۲۹ دی ۱۳۵۸، درباره‌ی نامزدهایی که به قانون اساسی رأی نداده‌اند، کسب تکلیف کردند. خمینی پاسخ داد:
«کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی مثبت نداده‌اند، صلاحیت ندارند رئیس جمهور ایران شوند»[۶]
پس از این فتوا، مسعود رجوی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رای نداده بود، انصراف داد و طی پیامی خطاب به مردم ایران و نوشت:
«اکنون بیش از هر چیز به سرنوشت انقلابی می‌اندیشیم که یکی از بزرگ‌ترین مسئولیت‌های خطیر و تاریخی خود را بر دوش من و سایر خواهران و برادرانم گذاشته‌است».
روزنامه اطلاعات ۳۰دی ۱۳۵۸ نوشت: «امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران دیروز به یک سؤال در مورد مسئله انتخاب رئیس جمهور پاسخ دادند، متن پاسخ امام که بسیار کوتاه ایراد شده‌است چنین است: «بسم الله الرحمن الرحیم، کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رای مثبت نداده‌اند صلاحیت ندارند رئیس جمهور ایران شوند،» درسوال مطروحه که کتباً تقدیم امام شده بود، نظر رهبر انقلاب اسلامی ایران درباره صلاحیت کسانی که به قانون اساسی رای نداده‌اند، به عنوان رئیس جمهور احتمالی ایران استفسار شده بود.[۷]

۱۳۹۷ دی ۹, یکشنبه

جریان اپورتونیستی چپ نما در سازمان مجاهدین خلق (۱۳۵۴)

ازآن ماست پیروزی

جریان اپورتونیستی چپ نما در سازمان مجاهدین خلق (۱۳۵۴)

تقی شهرام و بهرام آرام از جریان اپورتنیستی 
جریان اپورتونیستی به کودتایی گفته می‌شود که در سال ۱۳۵۴ در درون سازمان مجاهدین خلق ایران، در خلاء حضور رهبری این سازمان که در زندان محبوس بود، انجام شد و این سازمان را تا مرز نابودی کامل برد. در این کودتا دو تن از اعضای مجاهدین با نام‌های محمدتقی شهرام و بهرام آرام طی بیانیه‌ای اعلام کردند سازمان مجاهدین مارکسیست شده‌است. این درحالی بود که رهبری مجاهدین، صد در صد اعضای مرکزیت سازمان و نود درصد از اعضای این سازمان در زندان بودند. این دو نفر با تغییر آرم سازمان مجاهدین و حذف آیهٔ آن اعلام کردند از آنجایی که چپ‌ترین ایدئولوژی (رادیکال‌ترین) همانا مارکسیست به‌شمار می‌رود، لاجرم مجاهدین مسلمان در پروسهٔ تکامل خود یا باید به سمت راست و یا به سمت چپ (مارکسیسم) حرکت کنند و نمی‌توانند مابین این دو باشند.آنها همچنین مجید شریف واقفی را که با اقدامات آنها مخالف بودند به قتل رساندند و مرتضی صمدیه لباف را مجروح کردند که در نتیجه توسط ساواک دستگیرشده زیر شکنجه رفت. مجموعه اقدامات جریان اپورتونیستی ضربهٔ بزرگی بر پیکره تشکیلاتی و وجههٔ اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران وارد آورد و عملاً به نفع حکومت شاه تمام شد. بطوری که بازجویان ساواک با خوشحالی خبر آنرا به مجاهدین محبوس اعلام می‌کردند.[۱]
مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف 
این حادثه به سر برآوردن جریان راست ارتجاعی در ایران منجر شد.به این معنی که طیفی از آخوندها و حامیان آنها در زندان و خارج از آن، که تا پیش از این ضربه همگی تحت هژمونی مجاهدین بودند، مخالفت با مجاهدین و مارکسیست‌ها را علنی کرده و در این مسیر تا همکاری با ساواک برای ضربه زدن به آنها پیش رفتند.
نقش مسعود رجوی به طور مشخص در این دروان بود که بسیار بارز شده و خود را در بازسازی مجدد سازمان مجاهدین نشان داد. او بود که نام اپورتونیزم را بر این جریان گذاشت وسپس فرد به به فرد با مباحثات و تداوین ایدئولوژیکی اش به عضوگیری مجدد اعضای سازمان پرداخت. مسعود رجوی در یک بیانیه ۱۲ ماده ای در برابر جریان اپورتونیستی آنها را چپ‌نما توصیف کرد (اپورتونیستهای چپ‌نما). وی همچنین اعلام کرد اسلام در چپ مارکیست قرار دارد و در نتیجه میل کردن ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق به سمت چپ (یعنی مارکسیست) بی‌معنی است. وی همچنین اعلام کرد، جریان اپورتونیستی می‌تواند سازمان مارکسیستی خود را داشته باشد اما حق ندارد آرم و نام سازمان مجاهدین را بر خود بگذارد. وی با تلاش‌های شبانه‌روزی و تحلیل‌های همه‌جانبه‌ی خود سازمان مجاهدین را تجدید بنا کرد و از خطر نابودی حتمی نجات بخشید.



۱۳۹۷ آذر ۱۸, یکشنبه

۳۰ خرداد اتمام حجت با خمینی

ازآن ماست پیروزی
بعدازظهر روز ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰، قریب ۵۰۰هزارتن از مردم تهران، به‌دعوت سازمان‌مجاهدین خلق ایران 

تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

تظاهرات ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰، در ساعت ۴بعدازظهر شنبه سی‌ام خرداد با جرقه‌ای شروع شد. جمعیت از هرسو به طرف تقاطع مصدق - انقلاب سرازیر شد. تظاهرات از خیابان مصدق وارد خیابان طالقانی شده و سپس از طالقانی وارد خیابان بهار و خیابان انقلاب شد تا به میدان فردوسی رسید. تظاهر کنندگان شعار می‌دهند:مردم به ما ملحق شوید ـ درد ما درد شماست!
دراین نقطه خمینی به پاسدارانش دستور شلیک داد و فتوای کشتار تظاهرکنندگان را صادر کرد. دراین تظاهرات صدهاتن از تظاهر کنندگان کشته ومجروح و هزاران تن دستگیر شدند. مسئول زندان اوین با خوشحالی اعدام ۲۳تظاهر کننده، را از جمله چند دختر نوجوان را اعلام کردند.[۱]

تصمیم‌گیری برای تظاهرات ۳۰ خرداد

برگزاری تظاهرات ۳۰ خرداد در نشست مرکزیت مجاهدین با حضور رهبری مجاهدین (مسعود رجوی) گرفته شد. در آن نشست مسعود رجوی گفته بود «می‌بایست به هر ترتیب و با هر قیمت یک تظاهرات بزرگ توده ای را بار دیگر آزمایش نمود. آخرین تجربه مسالمت آمیز را نیز حتی به منظور اتمام حجت سیاسی و تاریخی باید از سر گذراند… سرانجام از میان طرح‌های مختلف، پس از بحث‌های بسیار، مناسب‌ترین آنها انتخاب شد.[۲]

۱۳۹۷ آذر ۱۷, شنبه

رهبرعقیدتی یعنی چه ؟

ازآن ماست پیروزی    ازآن ماست فردا 
با همه شادی و بهروزی 
رهبرعقیدتی یعنی چه ؟
ایدئولوژی به سه مقوله‌ی انسان، تاریخ و وجود پاسخ میدهد. اندیشه ی توحیدی به نقطه‌ی خارج از خود باور دارد. 
مسعود رجوی 

هستی و وجود نمی‌تواند بدون نقطه‌ای به نام خدا، اینگونه هدایت شده و درست حرکت کند. 
تاریخ بدون وجود جریانات ، انقلابیون و مبارزین نمی‌توانست به نقطه‌ی کنونی برسد.

 انسان نیز بدون یک نقطه‌ی خارج خود، یعنی هدایتی که خود آنرا آگاهانه برمیگزیند، نمیتواند مدارج ترقی و تکامل را بدرستی طی کند. 

مجاهدین معتقدند انسان به رهبری عقیدتی نیاز دارد. یعنی کسی که راهنمای عمل و شاخص اعتقادی است. انتخاب او آگاهانه و داوطلبانه است. پیروی و الگوگرفتن از وی نیز کاملا اختیاری و داوطلبانه است.
لازم به ذکر است که این مقوله با حکومت‌داری و حکمرانی متفاومت است. مجاهدین در جامعه و حکومت به رهبر یا آنچه رژیم آخوندی آنرا ولایت فقیه می‌نامد معتقد نیستند و از ابتدای انقلاب نیز بخاطر مخالفت با همین اصل،‌رانده شدند چرا که این اصل را نفی می‌کردند.
رهبری عقیدتی مقوله‌ای از جنس هدایت فکر و اندیشه‌ است. الگو برداری فرد یا افرادی برای در پیش گرفتن یک منش خاص در زندگی را شامل می‌شود.

۱۳۹۷ آذر ۹, جمعه

شورای ملی مقاومت ایران

ازآن ماست پیروزی

شورای ملی مقاومت ایران

شورای ملی مقاومت 
شورای ملی مقاومت ایران در ۳۰ تیر ۱۳۶۰، سالروز قیام مردم ایران در حمایت از دکتر محمد مصدق، توسط مسعود رجوی، رهبر وقت سازمان مجاهدین خلق ایران، در تهران برای ائتلاف همه نیروهای دمکراتیک مخالف رژیم ولایت فقیه به منظور سرنگونی این رژیم و استقرار دمکراسی در ایران اعلام شد. ده روز بعد مسعود رجوی بعنوان مسئول شورای ملی مقاومت به پاریس رفت.[۱]

تشکیل

در نیمه دوم سال ۱۳۶۰ شورا در یک رشته اجلاس‌های فشرده، برنامه و اساسنامه شورا و دولت موقت وظایف این دولت را تصویب و منتشر نمود و و همچنین آیین‌نامه داخلی شورا را به تصویب رساند. شورا تصویب کرد که دولت موقت حداکثر ۶ماه پس از سرنگونی رژیم آخوندی انتخابات برای تشکیل ”مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی” را برگزار کند. پس از تشکیل این مجلس وظیفه شورای ملی مقاومت و موجودیت آن خاتمه می‌یابد و دولت موقت استعفای خود را به مجلس مؤسسان تقدیم می‌کند. مجلس مؤسسان وظیفه تدوین قانون اساسی جمهوری جدید و تعیین دولت جدید و قانونگذاری برای اداره امورکشور تا قبل از تصویب قانون اساسی جدید را برعهده دارد. دوره مجلس مؤسسان حداکثر دو سال ا[۲]
ست.
شورای ملی مقاومت ایران
شورای ملی مقاومت ایران 


در ادامه 👈

۱۳۹۷ آذر ۱, پنجشنبه

تداوم پایداری کارگران هفت‌تپه و سر‌اسیمگی و عقب‌نشینی رژیمت

ازآن ماست پیروزی   ازآن ماست فردا

تداوم پایداری کارگران هفت‌تپه و سر‌اسیمگی و عقب‌نشینی رژیم
تظاهرات کارگران نیشکر برای آزادی نمایندگان خود
تظاهرات کارگران نیشکر هفت تپه
اعتراض و تظاهرات کارگران نیشکر هفت‌تپه
در پی تظاهرات و اعتراضها و حمایتهای گسترده کارگران و سایر اقشار مردم، رژیم آخوندی کارگران دستگیرشده را(به‌جز ۴نفر) با وثیقه آزاد کرد. چرا رژیم به این عقب‌نشینی تن داد؟ آیا این اقدام ناشی از توانمندی رژیم است یا حاکی از وحشت آن؟
خبر آزادی کارگران دستگیرشده را شب گذشته ۲۸آبان کانال رسمی کارگران هفت‌تپه مربوط به سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه اعلام کرد. این خبر حاکی از آن است که کارگران بازداشت‌شده به‌جز ۴نفر شامل نمایندگان کارگران: اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، مسلم آرمند و سید حسن فاضلی آزاد شده‌اند. پیش از این کارگران اعلام کرده بودند که تا زمانی که کلیهٴ کارگران آزاد شوند، اعتراض ادامه خواهد داشت.
بسیاری از دستگیر شدگان روز ۲۸آبان دستگیر شدند اما از آنجا که کارگران اعتصابی اعلام کردند که روز سه‌شنبه نیز تا آزادی آخرین نفر و رسیدن به خواسته‌هایشان به اعتراض و تظاهرات ادامه می‌دهند، رژیم از ترس شعله‌ور شدن قیامها، سرآسیمه کارگران بازداشت‌شده را آزاد کرد.

در پی تداوم اعتراض و اعتصاب کارگران هفت‌تپه که همبستگی کارگران فولاد اهواز و سایر اقشار این شهر را به‌دنبال داشت و راه‌پیمایی و تظاهرات و شعارهای آنها و حاکم‌شدن فضای قیام در اهواز، رژیم به‌شدت سرآسیمه گردید. این سرآسیمگی در رسانه‌های حکومتی روز ۲۹آبان به‌وضوح دیده می‌شود.
روزنامهٔ ‌ رسالت سرمقاله خود را به اعتصاب کارگران هفت‌تپه اختصاص داده و از جمله نوشت: «اعتراض کارگران کارخانه نیشکر هفت‌تپه شوش حالا وجهه‌ای نمادین به خود گرفته و هفت‌تپه به یک ماجرای ملی تبدیل شده است«.
رسالت نسبت به عواقب تداوم این اعتصاب به دولت روحانی هشدار داده و می‌افزاید: «با توجه به تحریم‌ها و همچنین ضعفهای دولت در حوزه تولید، پیش‌بینی می‌شود از این دست اتفاقات و تحصن‌ها هر روز بیشتر از قبل شود و دولت و رسانه‌ها باید فکری برای مدیریت آنها کنند. نمی‌توان به‌راحتی از کنار آنها گذشت... اگر از این اتفاق تجربه نگیریم و رویکردها را اصلاح نکنیم ممکن است به مشکلات لاینحلی برای کشور تبدیل شوند».
همین روزنامهٔ رسالت در گزارش دیگری به شرایط غیرقابل تحمل کارگران هفت‌تپه که ۴ماه تا حتی یک سال حقوق و دستمزد خود را دریافت نکرده‌اند پرداخته و دربارهٔ سایر مطالبات کارگران علاوه بر حقوق معوقه می‌نویسد:‌ «مسأله هفت‌تپه تنها معوقات مالی کارگران را در برنمی‌گیرد، بلکه عدم‌شفافیت در امر خصوصی‌سازی، تأکید کارگران بر واگذاری مجدد شرکت به بخش دولتی و البته اختلاس و متواری شدن مدیران این شرکت را هم شامل می‌شود«.
خبرگزاری حکومتی ایلنا نیز به‌نقل از یک وکیل دادگستری نسبت به عواقب سرکوب و برخورد قهری با کارگران هشدار داده و می‌نویسد: «متأسفأنه شرایط ناگوار معیشتی مزدبگیران به جایی رسیده که این اقشار زحمتکش جامعه در تأمین مایحتاج اولیه زندگی درمانده‌اند و «ناگزیر» از اعتراض صنفی هستند... بنابراین برخورد قهری با اعتراضات صنفی به‌هیچ‌وجه پاسخگو نیست«.
برخی عناصر و مهره‌های رژیم هم که نگران پیامدهای رشد و گسترش حرکتها و خیزشهای کارگران و سایر اقشار به جان آمده هستند نسبت به عواقب دستگیری معترضان به رژیم هشدار دادند:
از جمله صادق زیباکلام در حساب توئیتر خود با لحن طعنه‌آمیزی نوشت: «برای برخی از مسئولان و اصحاب قدرت در ایران، راه‌حل مؤثر بسیاری از مشکلات اجتماعی، پاک کردن صورت‌مسأله است. اگر دانشجویان معترضند، معلمان مجبور به اعتصاب شده‌اند، کارگران نیشکر هفت‌تپه که ماههاست حقوق دریافت نکرده‌اند به جان آمده‌اند و موارد مشابه را می‌توان با بازداشت رهبران آنها جمع کرد«.
واقعیت این است که رژیم ضدکارگری آخوندی تنها زبان ایستادگی و مقاومت که موجودیتش را به خطر می‌اندازد فهم می‌کند. این‌که مهره‌ها و رسانه‌های رژیم این‌گونه زبان به اعتراف گشوده‌اند بیانگر عمق نگرانی آنها نسبت به عواقب حتمی خیزش کارگران و سایر اقشار مردم ایران در سرنگونی رژیم فاسد ولایت فقیه است.
👈منبع این مقاله