۱۳۹۷ بهمن ۱۷, چهارشنبه

کاظم سامی

ازآن ماست پیروزی
کاظم سامی(تولد:1314 -درگذشته:2 آذر 1367) وی از منتقدین حکومت جمهوری اسلامی و اولین وزیر بهداری پس از انقلاب ۱۳۵۷ در کابینه مهدی بازرگان بود.
کاظم سامی رهبری تشکلی به نام جنبش انقلابی مردم ایران (جاما) را برعهده داشت از سیاستمداران ملی - مذهبی ایران بود. وی بزرگ شده مشهد و از نزدیکان فکری افرادی چون محمدتقی شریعتی، طاهر احمدزاده، مهدی بازرگان و آیت‌الله محمود طالقانی بود.

فعالیت های سیاسی

کاظم سامی عضو جمعیتی به نام کانون نهضت خداپرستان سوسیالیست بود که در سال ۱۳۴۲ جنبش انقلابی مردم ایران (جاما) نام گرفت. سامی که بعد از سقوط دولت محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و وقایع پس از آن معتقد به مبارزه مسلحانه با حکومت پهلوی بود در سال ۱۳۴۳ مدتی نیز زندانی شد.
مهدی فتاپور از فعالان سیاسی چپ‌گرا در پیش و پس از انقلاب در این رابطه گفت:
آقای سامی و آقای پیمان و تعدادی از روشنفکران آن زمان که به سوسیالیست‌های خداپرست معروف بودند دراوایل سال ۴۳-۴۴ دستگیرشدند. در پرونده اینها اتهام اعتقاد به مبارزه مسلحانه درج شده بود. واقعیت این است که این زمانی بود که بین اکثر مخالفان حکومت پهلوی گرایش به مبارزه مسلحانه پیدا شده بود. این سالها مصادف بود با پیروزی انقلاب کوبا و سپس الجزایر و از سوی دیگر تشدید فشارها در داخل ایران از سال ۴۲ به بعد و زیر ضربه قرار گرفتن احزاب و فعالان سیاسی توسط حکومت پس از گشایش نسبی فضا در اوایل دهه ۴۰. ولی آقای سامی و همراهان وی موقعی که دستگیر شدند اقدام عملی در مبارزه مسلحانه نکرده بودند و فقط در این باره بحث کرده بودند. بعد هم آزاد شدند. من خودم که در سال ۱۳۵۰ بازداشت شدم آقای سامی را در زندان ندیدم و آزاد شده بودند. بعد هم دیگر تمایلی به مبارزه مسلحانه نداشتند، ولی نسبت به سازمان‌های فعال در مبارزه مسلحانه مانند سازمان چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق برخورد مثبتی داشتن
علی‌اکبر معین‌فر در گفت‌وگو با «آسمان» روزگاری را روایت می‌کند که در سال‎های ۳۴-۳۵ با کاظم سامی در انجمن اسلامی دانشجویان آشنا شد: «دانشجوی پزشکی بود، دانشجوی فعالی هم بود. قبل از این دوره، یعنی در زمان دانش‌آموزی هم ارتباطاتی با مرحوم نخشب داشتند و قبل از کودتا هم فعال بودند.» معین‌فر همچنین از نشریه‌ای سخن می‌گوید که «به همت انجمن اسلامی دانشجویان» منتشر می‌شد و او [معین‌فر] به همراه سامی از اعضای هیات تحریریه آن به شمار می‌آمدند.

او بعد‌ها به یاد آورد که دکتر کاظم سامی‌‌‌ همان جوانی است که در دیدار‌هایشان با مهندس بازرگان در زندان او را دیده بودند: «در جریان فعالیت‌های بعد از ۲۸ مرداد زندان افتاده بود. در واقع در آن دوره اول زندان مهندس بازرگان بود و خاطرم هست که زمانی که به دیدن مهندس بازرگان می‌رفتم، با ایشان هم‌بند بودند و در ملاقاتی‌ها می‌دیدمش.»

۱۳۹۷ بهمن ۱۵, دوشنبه

زلزله ۱۳۹۶ ازگله. آیا بلای طبیعی بود؟

ازآن ماست پیروزی

زلزله ۱۳۹۶ ازگله

منطقه ازگل سر پل ذهاب
زلزله۱۳۹۶ ازگله در ساعت ۲۱:۴۸ شامگاه یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ در ۱۰ کیلومتری شهر ازگله در ثلاث باباجانی از توابع استان کرمانشاه با شدت ۷٫۳ در مقیاس ریشتر به وقوع پیوست[۱]، ‌این زلزله در مجموع منجر به جان باختن ۵۷۹ نفر و مجروح شدن ۹۳۸۸ نفر شد.[۲] بیشترین آمار کشته‌ها و زخمی‌ها از شهرهای قصرشیرین، سرپل‌ذهاب و ثلاث باباجانی بودند. در این زلزله ۱۲ هزار واحد مسکونی شهری و روستایی به‌صورت صددرصد تخریب شدند[۳] و ۱۵ هزار واحد مسکونی نیازمند تعمیر شدند[۴]. این زلزله تاثیرات سیاسی و اجتماعی برروی جامعه ایران گذاشت، ناکارآمدی نهادهای امدادرسانی حکومتی و نیز کمک‌های خودجوش و گسترده مردمی به زلزله‌زدگان از مشخصات این زلزله بود.[۵]

مشخصات

ایران یکی از زلزله‌خیزترین کشورهای جهان است که با قرار گرفتن قریب به نود درصد از خاک آن  بر روی گسل‌های مستعد زلزله، همواره در معرض وقوع زلزله است.[۶] زلزله ازگله در زمره مخرب‌ترین زمین‌لرزه‌های  ثبت‌شده در تاریخ این کشور است.
این زلزله بنا بر آنچه در مرکز لرزه‌نگاری کشوری وابسته به موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران[۷] به ثبت رسیده است،‌ در عمق ۱۸ کیلومتری زمین در ساعت ۲۱:۴۸:۱۶ به وقت محلی تهران[۱] و همچنین ۲۱:۱۸ به وقت عراق به ثبت رسیده‌است. زلزله ۷٫۳ ریشتری ازگله در حالی از نظر بزرگی، طی ۲۷ سال اخیر در کشور بی‌سابقه بوده است که این زلزله از نظر «عمق‌کم» نیز در پهنه فلات ایران طی دست‌کم ۲۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده است. آخرین زمین‌لرزه با بزرگای بیش از ۷ ریشتر قبل از این مربوط به زلزله ۷٫۳ ریشتری منجیل و رودبار در سال ۶۹ بوده است.
زلزله ۷٫۳ ریشتری یکشنبه شب غرب ایران، منجر به لرزش ۱۶ استان کشور از  جمله کرمانشاه، کردستان و ایلام، تهران، لرستان، مرکزی، اصفهان، زنجان، همدان، چهارمحال‌وبختیاری، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، بوشهر، خوزستان و هرمزگان شد، این زلزله همزمان در ۱۰ کشور همسایه، عراق و بخش‌هایی از کشورهای کویت، ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، عربستان، قطر، بحرین و لبنان نیز این زمین‌لرزه احساس شد. کارشناسان علت احساس‌زلزله در این ابعاد را «بزرگی زیاد» و «عمق کم» این زمین‌لرزه عنوان ‌می‌کنند.[۸]

دریاچه ارومیه

ازآن ماست پیروزی

دریاچه ارومیه

دریا چه ارومیه 
دریاچه ارومیه نام دریاچه‌ای در شمال غربی ایران است که مابین استان‌های آذربایجان غربی و شرقی قرار دارد. این دریاچه به‌عنوان بزرگ‌ترين درياچه داخلی ايران و از مهم‌ترين و با ارزش‌ترين اكوسيستم‌های آبی ايران و جهان به‌شمار می‌آيد. حوضه آبریز دریاچه ارومیه با مساحت ۵۱۸۷۶ کیلومتر مربع یکی از شش حوضه آبریز اصلی کشور ایران است. این دریاچه که هم‌نام شهر ارومیه -مرکز استان آذربایجان غربی- است، دومین دریاچه شور از نظر سختی آب در جهان محسوب می‌شود و بیستمین دریاچه بزرگ جهان است.[۱]

نام‌گذاری

ارومیه نامی است که به سبب نزدیکی دریاچه به شهر ارومیه، مرکز استان آذربایجان‌غربی، بر این دریاچه گذاشته شده است. در دهه ۱۹۳۰ میلادی و مصادف با سلطنت رضاشاه، نام دریاچه به افتخار این شاه، به رضاییه تغییر یافت؛[۲] اما پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ باز هم به نام پیشین خود، دریاچه ارومیه نام‌گذاری گردید.
نام باستانی این دریاچه، «چیچست» است که به معنای «درخشنده» می‌باشد و احتمالاً به‌دلیل وجود املاح معدنی که در سواحل به صورت کریستال دیده می‌شود، این نام را برای آن برگزیده‌اند.

عکس دریاچه ارومیه در بین ده مورد از بهترین عکس‌های گرفته شده از سیاره زمین در پایان سال ۲۰۱۶
در زبان ترکی به این دریاچه اورمو گولو گفته می‌شود و در لاتین با عنوان لاکوس ماتینوس (به لاتین: Lacus Matianus) آن را می‌شناسند. در حدود سال‌های ۱۰ شمسی تا ۸۸۵ شمسی، این دریاچه «کبودا» یا «کبودان» نامیده می‌شد که ریشه آن از لغت (به فارسی: آزور) (azure) یا (به ارمنی: Կապուտան ծով) یا Kapuyt/Gabuyd بوده است.
امروزه، ساکنان پیرامون دریاچه، آن را به چندین نام می‌شناسند:
فارسی‌زبانان با نام دریاچه ارومیه
آذری‌زبانان با نام اورمو گولو (به ترکی آذربایجانیUrmu gölü)
و ارمنی‌ها با نام کپوتان (به ارمنی: Կապուտան ծով)[۳]

۱۳۹۷ بهمن ۱۴, یکشنبه

فاطمه امینی

ازآن ماست پیروزی

فاطمه امینی

فاطمه امینی (زادروز .....وفات 25مرداد سال 1354) یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بوذ که در ۱۶ اسفند سال 1353 دستگیر و در زیر شکنجه‌های فراوان کشته شد،او اولین زن مجاهدی بود که در دوران نبرد مسلحانه با رژیم شاه در زیر شکنجه کشته شد[۱]
فاطمه امینی

زندگینامه

«فاطمه امینی» در شهر مشهد متولد شد[۱] او از  سال ۱۳۴۱ فعالیت های سیاسی خود را علیه شاه آغاز می کند و  در  فاصله کوتاهی به کمک جمعی از دوستانش انجمن زنان مترقی را تشکیل می دهد. در آن زمان او در دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد تحصیل می‌کرد. وی در سال 1343 از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و به تدریس در دبیرستانهای دخترانه مشهد مشغول شد و در عین حال سعی می کرد آنها را با مسائل سیاسی-اجتماعی آشنا کند.[۲]
او در سال ۱۳۴۹ به تهران سفر می کند و در  آنجا با فعالیت های سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شده و  بعد از مدت کوتاهی به عضویت آن در می آید.

فعالیت‌ها و دستگیری

فاطمه امینی در تهران در رابطه دور و حتی غیرمستقیم با سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت و بعد از آن فعال شد. و سرانجام در سال 1349 به عضویت سازمان مجاهدین درآمد. در این زمان او در جلسات تفسیر قرآن آیت‌الله طالقانی شرکت می‌کرد و بینش و شناخت خود را نسبت به قرآن عمق می‌بخشید. به‌دنبال ضربه شهریور 1350، همسر او دستگیر و به 10سال زندان محکوم گردید. [۳] پس از ضربه شهریور50 که بیش از 90درصد اعضا و کادرهای مجاهدین دستگیر شدند، فاطمه مسئولیت سازماندهی خانواده‌های مجاهدین جهت به‌ راه‌انداختن حرکتهای افشاگرانه و اعتراضی را به‌عهده داشت. [۱]
فاطمه امینی در تابستان 1353 زندگی مخفی_مبارزاتی خود را شروع کرد و تمام وقت و انرژی خود را صرف سازمان مجاهدین کرد. فاطمه امینی در این زمان ضمن ادامه فعالیت مخفی _ سازمانی خود در دبیرستان رفاه تهران نیز تدریس می‌کرد. او مسئول ارتباط با خانواده‌های شهدا و زندانیان مجاهد خلق و حل مسائل آنها بود. او مستقیماً تظاهرات و حرکات اعتراض‌آمیز خانواده‌ها را علیه رژیم شاه همگام با سایر خواهران رهبری می‌کرد. فاطمه در اغلب داد‌گاههای نظامی شاه شرکت کرد و اطلاعات مهمی از درون اتاقهای دربسته با خود بیرون آورد. او همچنین در ملاقات با زندانیان مجاهد، یک عامل مهم انتقال و رد و بدل اخبار جنبش میان داخل زندان و بیرون زندان بود. در چند مورد نیز بررسیها و شناسایی‌هایی در مورد امکان فرار از زندان به‌عمل آورد که به نتیجه نرسید. فاطمه امینی ضمن تماسهای گسترده‌یی که با خانواده‌ها داشت در مدت کوتاهی توانسته بود امکانات پشت جبهه تازه و وسیعی برای سازمان فراهم سازد که تاثیر به‌سزایی در تثبیت و رشد سازمان مجاهدین در شرایط بعد از ضربه شهریور 1354داشت. فاطمه قبل از آن‌که مخفی شود جلسات منظمی نیز برای دختران مبارز و به‌خصوص وابستگان شهدا و زندانیان مجاهد ترتیب داد. فاطمه در این جلسات به تفسیر قرآن و طرح مباحث سیاسی می‌پرداخت. در همین جلسات عناصر مستعد و آماده را برای عضوگیری به سازمان مجاهدین معرفی می‌کرد. [۳]
اما در 16 اسفند سال ۱۳۵۳ او نیز دستگیر  و به زندان اوین منتقل می شود.  روزنامه‌های رژیم شاه اعلام کردند: جسد زن جوانی به نام فاطمه امینی را در ارتفاعات توچال پیدا کرده‌اند. ظاهراً وی در یک سانحه در کوهستان از ارتفاع سقوط کرده و دچار مرگ شده است.

کمال‌الملک

ازآن ماست پیروزی
کمال‌الملک
کمال الملک
کمال‌الملک (زادروز: ۱۲۲۴- درگذشت: ۱۳۱۹ خورشیدی)محمد غفاری فرزند ابوتراب غفاری ملقب به کمال‌الملک تحصیلات مقدماتی‌اش را در دارالفنون به پایان رساند، و در همین دوران بدلیل عشق زیاد به هنر نقاشی آثاری را بوجود آورد ،هنر بی بدیل و چشمگیر او باعث تشویق و حمایت ناصر الدین شاه از وی شد، ابتدا نقاشی ساختمان «شمس العماره»را به پایان رساند، پرتره ناصرالدین شاه، پرتره خودنقاش و نقاشی تالار های داخل دربار و بیش از۱۷۰ اثر هنری از خود باقی گذاشت ولی بسیاری از آنها یا تخریب شدند و یا از کشور خارج گردیدند.پس از ترور ناصرالدین شاه به اروپا سفر کرد و تحصیلاتش را کامل کرد،سپس بدستور مظفرالدین شاه به ایران بازگشت ولی با شاه جدید توافقی نداشت و به عراق مهاجرت کرد ودر فاصله سالهای ۱۲۸۱ تا۱۲۸۳ خورشیدی پرده های «زرگر بغدادی» و «میدان کربلا»را به دنیای نقاشی عرضه کرد.در دوران انقلاب مشروطه به انقلابیون متمایل بود ولی مشارکت مستقیمی در این جنبش نداشت و فقط آثاری از ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگاه و آزادیخواهان انقلاب فرانسه را ترجمه و منتشر کرد و با قلم خویش به انقلاب مشروطه خدمت کرد .
آثار کمال المک بی شمارند ولی معروفترین آنها: تالار آئینه، یهودی فالگیر بغدادی - دو دختر گدا( با مدل قرار دادن نقاشی ویلیام آدلف بوردون 1825-1905) - پرتره ناصرالدین شاه -زرگر بغدادی - عمو صادق شیرازی،و . . .

تولد و دوران کودکی

محمد غفاری در کاشان چشم به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی را در همان زادگاهش طی کرد. پدر و برادر کمال‌الملک که در خوش‌خطی و نقاشی مهارت داشتند برای ادامه تحصیل وی را به تهران فرستادند و همراه دیگر برادرش در مدرسه دارالفنون تحصیل کردند. و مهارت و استعدادش در نقاشی زبانزد خاص و عام گردید.[۱]

حضور در دربار و عناوین و القاب

در سال سوم تحصیلات کمال الملک در دارالفنون در حالی که مشغول امتحانات پایانی بود، مدرسه دارالفنون مورد بازدید ناصردالدین شاه قرارگرفت و در حین بازدید به تایلوی نقاشی از چهره اعتضاد السلطنه از شاهزادگان قاجار که ریاست مدرسه را به عهده داشت برخورد و از نقاش این اثر استفسار کرد و با محمد غفاری آشنا شد.و بدنبال آن کمال الملک را به دربار دعوت کرد. و با درخشش استعداد او ابتدا لقب میرزا محمد غفاری و در نهایت لقب «کمال الملک» را به وی داد و بر سیاق دربار برای وی پیشخدمت مخصوص و محل مناسبی برای کار نقاشی هایش اختصاص داد . دراین دوران با خواهر مفتاح‌الملک از مقامات دربار ازدواج کرد و دختری بنام نصرت و پسری بنام حسینعلی‌خان ازین ازدواج بدنیا آمدند.
در دوران حضود در دربار نزدیک ۱۷۰ اثر نقاشی ارایه کرد که معروفترین آنها «تالار آئینه» است و برای اولین بار یک تابلو را با لقب «کمال الملک» امضا کرد.پس از آموزش فنون جدید و پرسپکتیو در اروپا برخی از اشکالات این تابلو را بر طرف کرد.

۱۳۹۷ بهمن ۱۳, شنبه

حق رأی زنان

ازآن ماست پیروزی

حق رأی زنان

زنان  در پای صندوق رای
حق رأی زنان در ایران نیز مانند سایر کشورها همزمان با برگزاری اولین انتخابات نبوده و پروسه جالبی را گذرانده‌است. بعد از ظهور پدیده دموکراسی و حکومت‌های دموکراتیک یا مشروطه، انتخابات، ابزار برقراری این پدیده در کشورهای تابع آن بوده ولی در هر سرزمین حق رأی زنان موضوعی چالش‌برانگیز بوده‌است. در اولین انتخابات مجلس شورای ملی بعد از انقلاب مشروطه در ایران، به زنان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داده نشد. نهایتاً در سال ۱۳۴۱ خورشیدی زنان ایران به این حق دست یافتند.

نظر مراجع و رهبران دینی

شماری از مراجع تقلید از جمله محمدکاظم شریعتمداری، علی میلانی و محمدرضا گلپایگانی و در راس آنان خمینی با دادن حق رأی و انتخاب به زنان به شدت مخالفت کرده‌اند.
خمینی، در روز ۱۷ مهرماه، درست فردای اعلام خبر تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، در تلگرامی به محمدرضاشاه پهلوی چنین نوشت:
«بسم اللّه الرحمن الرحیم
حضور مبارک اعلیحضرت همایونی
پس از اهدای تحیت و دعا، به طوری که در روزنامه‏‌ها منتشر است، دولت در انجمنهای ایالتی و ولایتی، «اسلام» را در رأی دهندگان و منتخبین شرط نکرده؛ و به زنها حق رأی داده‌است؛ و این امر موجب نگرانی علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین است. بر خاطر همایونی مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه‏‌های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود.
الداعی: روح‏‌اللّه الموسوی»
روح‌الله خمینی در ۲۸ مهرماه در تلگرامی به اسدالله علم نوشت:
«ورود زنها به مجلسین و انجمن‌های ایالتی و ولایتی و شهرداری مخالف [است با] قوانین محکم اسلام که تشخیص آن، به نص قانون اساسی، محول به علمای اعلام و مراجع فتواست، و برای دیگران حق دخالت نیست؛ و فقهای اسلام و مراجع مسلمین به حرمت آن فتوا داده و می‏‌دهند. ...»
با این همه، خمینی که حدود ۱۵ سال قبل از آن، گفته بود حق رأی زنان فحشا به بار می‌آورد، در آستانه به قدرت رسیدن از حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن زنان حمایت کرد و آن را مطابق احکام اسلامی دانست. او در آستانه دومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی خطاب به زنها گفت:
«شما باید در همه صحنه‌ها و میدانها آن قدری که اسلام اجازه داده وارد باشید. مثل انتخابات که امروز عملی است که باید انجام بگیرد و صحبت روز است در ایران، خانمها همان طوری که مردها فعالیت می‌کنند برای انتخابات، خانمها هم باید فعالیت بکنند برای اینکه فرقی ما بین شما و دیگران در سرنوشتتان نیست. سرنوشت ایران، سرنوشت همه است…»[۱]
روزنامه اطلاعات در روز پانزدهم دی ماه ۱۳۳۱ متن نامه‌های روحانیون بروجردی، صدر و حجت را در صفحه هفتم، درج کرده‌است:
«نامه حضرت آیت الله سید صدرالدین صدر:
خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته.
به عرض عالی می‌رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم. … این امر یعنی مداخله زنها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروع می‌باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی‌گردد؛ و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.»[۲]

ادامه این مطلب را در ایران پدیا دنبال کنید.👈 

حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰

ازآن ماست پیروزی

حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰

حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰
حمله نیروهای عراقی به اشرف محل اعضاء مجاهدین خلق ایران 
۱۹ فروردین سال ۱۳۹۰ مصادف با جمعه 8 آوریل 2011 نیروهای عراقی با بیش از ۱۴۰ خودروی نظامی و ۲۵۰۰ نفر به درخواست جمهوری اسلامی به ساکنان قرارگاه اشرف حمله کردند. طی این حمله ۳۶ تن از مجاهدین جان باختند و بیش از ۳۵۰ نفر مجروح شدند و قسمت شمالی اشرف به اشغال نیروهای مهاجم در آمد. این حمله در حالی صورت گرفت که ساکنین اشرف سالها قبل سلاح‌های خود را به نیروهای آمریکایی تحویل داده بودند. آنها در برابر حمله نیروهای عراقی با دست خالی مقاومت کرده و جنگیدند.آنها این واقعه را فروغ اشرف می‌نامند. تصاویر و عکس‌های این حمله و مقاومت ساکنین اشرف در برابر آن در تمامی رسانه‌ها انعکاس یافته و احساسات جهانی را نسبت به آن برانگیخت. در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۱ دادگاهی در اسپانیا این حمله را به مثابه جنایت علیه بشریت محکوم کرد و خواهان احضار تنی چند از عوامل آن از جمله شخص نخست وزیر عراق نوری المالکی برای رسیدگی شد.[۱]

هجوم نیروهای عراقی در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰

مقدمهٔ حمله ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ از روز ۱۴ فروردین با ورود نیروهای عراقی با زرهی و سلاح‌های سنگین به بخش شمالی قرارگاه اشرف شروع شد، نیروهای لشکر ۵ عراق با ۳۰ نفر بر زرهی بی ام پی وان و هاموی وارد اشرف شدند، ساکنین اشرف به این امر اعتراض کردند، و در مقابل زرهی‌های نیروهای عراقی ایستادند. پنج‌شنبه شب ۱۸ فروردین ۱۳۹۰ نیروهای بیشتری از طرف دولت عراق در شمال اشرف مستقر شدند و ساعت ۴ و ۴۵ دقیقه صبح جمعه ۱۹ فروردین هنگامی که آسمان هنوز کاملا تاریک بود حمله گسترده از طرف نیروهای عراقی آغاز شد. سیاج‌های شمال اشرف توسط نیروهای عراقی گشوده شد. خودروهای زره‌پوش و سربازانی که تا دندان مسلح بودند با پرتاب نارنجک و شلیک راه خود را به سمت جنوب اشرف باز کردند.[۲]
ساکنین اشرف، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران با دستانی خالی تلاش می‌کردند به هر ترتیب مانع از این پیشروی شوند؛ نبردی نابرابر در تاریخ جنگ‌های آزادیبخش که حداقل تا ظهر همان روز ادامه یافت.
بهانه‌ی تهاجم، بازپس گرفتن زمین‌های کشاورزانی بود که به تصاحب مجاهدین درآمده بود! کشاورزانی که وجود خارجی نداشتند و زمین‌هایی که هرگز از تصاحب کسی توسط مجاهدین خارج نشده بود ادعایی که تنها بهانه‌ای برای اشغال و درهم‌شکستن اشرف بود.
حمله‌کنندگان در ۱۹ فروردین به اشرف به ظاهر عراقی بودند اما آنها جزئی از پیکره‌ی سپاه پاسداران بودند که اشرف را هدف قرار می‌دادند.» [بازنویسی از روایت یک شاهد عینی][۳]
تصاویری که از این حمله توسط مجاهدین به رسانه‌ها مخابره شد حاکی از این است که مجاهدین با دست خالی جلوی زرهی‌های مقاومت می‌کردند. این درگیری ۶ ساعت ادامه پیدا کرد، در مجموع ۳۶ نفر از مجاهدین به ضرب گلوله یا با زیر گرفتن توسط خودروی هاموی جان باختند و ۳۵۰ نفر مجروح شدند، همچنین ۶ نفر توسط نیروهای عراقی دستگیر شدند.
۱۹ فرورودین - فروغ ایران
صحنه‌های - فروغ اشرف
طاهر بومدرا در این رابطه می‌گوید:
بعدازظهر ۷ آوریل، ستونهای نیروهای عراقی از جمله تعدادی خودروهای مهندسی به اشرف وارد شدند. همان شب به من اطلاعاتی رسید که نیروهای آمریکایی که از قرارگاه عملیاتی وارهورس به قرارگاه عملیاتی گریزلی برای مأموریت نظارت آمده بودند اشرف را ترک کرده و این همراه با جابجایی غیرمعمول ارتش عراق در اطراف کمپ و حضور تعدادی از افسران ارشد عراقی منجمله ژنرال علی غیدان، فرمانده نیروی زمینی ارتش عراق، ژنرال طارق العزاوی فرمانده عملیات دیالی و افسر دیگری با نام ژنرال ضیا فرمانده لشکر ۵ همه در اشرف، باعث شده بود که ساکنان آژیر خطر را بصدا در بیاورند.[۴]

ادامه مطلب را در ایران پدیا بخوانید.👈