‏نمایش پست‌ها با برچسب ، ارتجاع وواپسگرایی، تروریسم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ، ارتجاع وواپسگرایی، تروریسم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ فروردین ۷, چهارشنبه

گزارشی از بحران سراسری سیل در ایران، فضیحت خرابکاریهای رژیم آخوندی و سیاست‌های مخرب زیست محیطی

گزارشی از بحران سراسری سیل در ایران، فضیحت خرابکاریهای 

رژیم آخوندی و سیاست‌های مخرب زیست محیطی

سیلی در شیراز
سیل در استان گلستان
در حالیکه بحران سیل و آبگرفتگی استانهای مختلف را در سراسر ایران فراگرفته و تهران بزرگ نیز در معرض خطر قرار گرفت. عصر سه‌شنبه ۶فروردین۹۸ سیلاب در مناطق بزرگراه امام علی، آزادگان، سه راه آذری، فتح، ستاری، نسیم، لشگری، دهکده المپیک، پونک، ایران‌زمین جنوبی و مترو میدان آزادی تهران سرازیر شد.

گزارشها همچنین حاکیست که عصر سه‌شنبه رانش زمین در جاده کن‌سولقان، سبب ریزش سنگ و گل به بخش‌هایی از سطح جاده کن شد.

در شیراز ظهر سه‌شنبه با ورود سیل ویرانگر دوم، آسیب‌های بسیاری به منازل مردم به‌ویژه در محله سعدیه شیراز وارد شده است.
مناطق بلوار فایی، کمربندی، پل باغ صفا و پل فضیلت دچار سیل شدند. در دروازه قرآن شیراز دوباره سیل جاری شد.
مردم شیراز برای در امان ماندن از سیل به پشت‌بامها پناه بردند.

طبق گزارشهای اهالی و شهود عینی در شیراز آمار جان‌ باختگان فاجعه سیل که از محصولات حاکمیت ۴۰ساله آخوندی است به بیش از ۱۵۰نفر بالغ می‌شود.

گزارشها از شیراز همچنین حاکیست که رژیم برای پوشاندن آمار واقعی مانع ورود مردم و گزارشگران به محوطه بیمارستانها می‌شود.


خانم مریم رجوی ضمن تسلیت به‌ همه خانواده‌های داغدار به‌ویژه بستگان قربانیان سیل در شیراز، عموم مردم به‌ویژه جوانان را به تشکیل شوراهای مردمی در هر شهر و محله و روستا برای مقابله با سیل و عوارض مصیبت‌بار آن و کمک به مردم و آسیب دیدگان فراخواند و تأکید کرد: همیاری ملی و مردمی تنها راه غلبه بر این سیل ویرانگر و سیاست‌های مخرب رژیم آخوندی است.

خانم رجوی ضمن تأکید بر هوشیاری و همیاری در این شرایط بحرانی گفت: سردمداران رژیم و پاسداران با نابودی محیط‌زیست، جاده‌سازی و ساختمان سازی بی‌رویه، مسیلهای سنتی را که مانع سیل می‌شده مسدود کرده و باعث سیلهای ویرانگر در شهرها و روستاها شده‌اند. آنها بعد از فاجعه سیل هم تنها به فکر ممانعت از اعتراضات مردمی و حفظ سلطه ننگین خود هستند.
امکانات سپاه و بسیج و ارتش و دستگاههای حکومتی که سرقت شده از مردم ماست، باید تماماً در اختیار مردم قرار بگیرد.

خامنه‌ای یک روز پس از سیل ویرانگر در پیامی به امام جمعه خود در شیراز آخوند دژکام، ریاکارانه مدعی شد که این سیل مایه اندوه او شده است. ولی‌فقیه ارتجاع با لاپوشانی جرم آشکار رژیم در تخلفات ساخت وساز که علت اصلی حادثه مرگبار سیل در دروازه قران شیراز بود، به‌منظور مقابله با فوران خشم مردم با دجالبازی مشمئز کنندهیی خواهان جبران مصیبتها و خسارتهای سیل در شیراز شد.

فضیحت خرابکاریهای رژیم آخوندی و سیاست‌های مخرب زیست محیطی آن در ۴۰سال گذشته به حدی است که رژیم که بهتر از هر کس از کارنامه سیاه خود آگاه است، در ماجرای سیل شیراز شتابان برای بستن دهانها اعلام کرد که دادستان ارتجاع در شیراز پرونده‌ای برای رسیدگی به این موضوع باز کرده و می‌گوید: بررسیهای اولیه نشان می‌دهد که «لایروبی» در مسیر سیل انجام نشده است.

سخنگوی مجاهدین در این باره گفت:
همه می‌دانند که لایروبی کردن مسیرهای سیلاب کمترین چیزی است که رژیم و دوایر حکومتی باید انجام می‌دادند اما دزدیها و چپاولها جایی در این رژیم برای حداقلها هم که با جان و مال مردم مرتبط است باقی نمی‌گذارد.
کما این‌که مردم شیراز به‌خوبی آگاهند که مسیر رودخانه خشک در کنار دروازه قرآن در همان دولت آخوند خاتمی که مدعی اصلاحات بود، برخلاف همه ضوابط شهرسازی و زیست محیطی به خیابان تبدیل شد و شمه‌ای از پرونده دزدیها و زمین خواری جیره‌خواران حکومتی در این خصوص در اوایل دهه ۸۰فاش شد.
در ساختار سنتی شهری در شیراز مسیر رودخانه خشک، مسیر عبور و تخلیه سیلاب بوده‌ اما در رژیم آخوندی، کارگزاران رژیم زیر پوش خیابان سازی و آسفالت تا توانستند دزدی و چپاول کردند و زمینها را به بهانه‌های مختلف تصاحب یا به نام افراد خانواده‌شان نمودند.
سخنگوی مجاهدین افزود: مردم شیراز و عموم مردم ایران به‌روشنی می‌دانند که اگر آخوندها این‌قدر دزد و چپاولگر نبودند، ایران ماتم‌زده اکنون اینچنین دستخوش فجایع زیست محیطی و خسارت و تلفات نبود.
همه می‌دانند که جنگل دزدی و کوه دزدی و سرقت مسیل و نقض ضوابط اولیه شهرسازی و جاده کشیهای شهری و روستایی، عامل اصلی فاجعه در این ابعاد است. در غیراین صورت اگر آخوندها کمر به‌قتل‌عام محیط‌زیست و مسیرهای سنتی سیل نمی‌بستند، بلاشک مردم ایران از فواید بارندگی استفاده می‌کردند. اما رژیم می‌کوشد به‌گونه‌یی اسرارآمیز فاجعه را به حوادث ناگهانی و خشم طبیعت و وقایع غیرمترقبه نسبت بدهد.

سخنگوی مجاهدین تأکید کرد: هیچ چیز غیرمترقبه‌ای جز ننگ رژیم ضدبشری آخوندی در ایران یعنی قتل‌عام منابع انسانی و محیط طبیعی این میهن توسط آخوندهای دزد و غارتگر و پاسدارانشان در کار نیست.
درست به همین دلیل مردم و محیط‌زیست ایران‌زمین تنها با سرنگونی این رژیم منحوس از یوغ ستم آخوندی رها می‌شوند.

در خوزستان بارشهای سیل‌آسا در اهوار شروع شده است.
۴برابر شدن ورودی به سد کرخه، نگرانی از سیلاب را افزایش داده است، یک کارگزار رژیم در خوزستان گفت: نگرانی از شرایط سیلابی حوزه رودخانه کرخه هم‌چنان ادامه دارد. تراز آب رودخانه در حال خارج شدن از حد نرمال و مورد انتظار است و احتمالاً آب زیرگذرهای اهواز را در بر می‌گیرد.
در دزفول سیل تا مرکز شهر پیش رفت.
در دورود رودخانه ماربره طغیان کرد و کوی کارمندان کارخانه سیمان در معرض تهدید آبگرفتگی است.
در ایذه، حداقل دو محله به نامهای «آبگیر» و «پایین دست» در معرض خطر سیل گرفتگی کامل قرار دارند به‌طوری که اهالی این مناطق باید کامل این محلات را تخلیه کنند.
جاده بهبهان ـ رامهرمز بر اثر جاری شدن سیل مسدود شده است.

در کهگیلویه وقوع سیل در بوستان باشت کهگیلویه و بویراحمد موجب جان باختن یک نوجوان ۱۵ساله شد.

به‌علت سیل و رانش زمین در کهگیلویه و بویراحمد سه روستا تخلیه و یک روستا تخریب شد. همچنین راه ارتباطی بیش از ۶۰روستا در این استان و ۸۰درصد از راههای عشایری شهرستان گچساران قطع شده است.
طغیان رودخانه‌های شهر یاسوج نیز هم‌چنان ادامه دارد.
در بویراحمد، رانش زمین روستای «آبیدک زیلایی» در خود فرو برد. فرماندار رژیم در بویراحمد گفت: این روستا به‌طور کامل محور شده و هیچ اثری از آن وجود ندارد. این کارگزار رژیم درباره میزان تلفات در این روستا چیزی نگفت.

سد هفشجان شهر کرد نیز سرریز شد. فرماندار رژیم در شهر کرد گفت: دریچه‌های سد چشمه زنه هفشجان در شهرستان شهرکرد برای جلوگیری از خسارت به سد باز شد.
روز سه‌شنبه آب رودخانه الوند به پل روگذر سرپل‌ذهاب نزدیک شده و احتمال زیر آب رفتن این پل بر اثر بارش شدید باران وجود دارد.

در اصفهان به‌دنبال سر ریز شدن سد خاکی روستای جبل بخش کوهپایه، سیل به شرق اصفهان رسید.

در بروجن در استان چهارمحال و بختیاری از حوالی یک بامداد سه‌شنبه سیل به این شهر سرازیر شد.

بامداد سه‌شنبه روستای طرزجان در یزد در محاصره سیل قرار گرفت.

در مشهد بوستان وکیل‌آباد به‌خاطر خطر سیل بسته شده است.

در استان زنجان سیل وارد شهرستان افشار شد.

گزارشها حاکیست، مردم سیل‌زده و خشمگین استان گلستان با پاسداران جنایتکار سپاه درگیر شده و از حضور آنان در این مناطق آنهم پس از۵روز جلوگیری کردند. در این درگیری مردم پسر آخوند جنایتکار نورمفیدی نماینده ولی‌فقیه در گلستان را به سختی گو شمالی دادند.

بامداد سه‌شنبه به تیمی از پزشکان متخصص که برای حضور در روستای خواجه نفس از روستاهای ترکمن صحرا در استان گلستان آماده بودند اجازه ورود داده نشد. این در حالیست که به‌گفته شاهدان، مردم آسیب دیده از نبود امکانات لازم پزشکی رنج می‌برند.

در استان کردستان پنج سد از جمله سدهای سورال، زیویه، گاران و عباس‌آباد بانه سرریز شده و برخی از سدهای دیگر استان هم در آستانه سرریز شدن قرار دارند.
تراز آب تمامی‌ رودخانه‌های استان کردستان در حال افزایش است و باید هشدارهای لازمه به مردم برای دوری کردن از حریم رودخانه‌ها داده شود.

در شهرستان قائن در خراسان جنوبی از صبح سه‌شنبه سیل جاری شده و جاده قائن به گناباد را آب پوشاند.
روستاهای اطراف قائن در معرض تهدید سیل قرار گرفتند.

۱۳۹۷ اسفند ۱۴, سه‌شنبه

آتش در کوه سپند

ازآن ماست پیروزی

آتش در کوه سپند

این داستان چهارشنبه سوری است که باید برای بر پا کردن آتش ها در کوهستانهای مملکتمون دنبال کنیم.
آتش در کوه سپند
به کوه سپند آتش اندرفکند
که دودش برآمد به چرخ بلند
(شاهنامه)

در داستانها و افسانه‌های ایران باستان، «کوه سپند» منطقه‌ای بود بسیار حاصلخیز با ثروتها و معادن بی‌پایان و ذخایر بیشمار. گویند که این کوه دژی بلند و سربه‌فلک کشیده داشت که حتی عقاب را نیز بر آن گذر نبود و چهار فرسنگ ارتفاع و چهار فرسنگ پهنای آن بود. اندرون دژ پر بود از آب و سبزه و کشت و درخت و زر و ثروت؛ و خلاصه نعمتی نبود که در آن نباشد. با مردمانی شجاع و دلیر که در عین داشتن روحیه جنگاوری و تسلیم‌ناپذیری، مهربانی و صفا و صمیمت آنان زبان‌زد همگان بود… تا این‌که گروهی بر این منطقه حاکم شده و سر به طغیان گذاشتند. گروهی بازمانده از حرکت تاریخ …
فریدون که روزگاری با یاری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شده بود، بر آن شد که با آن گروه طغیانگر در کوه سپند به جنگ برخیزد و سرزمین حاصلخیز را از دست آن گروه ظالم آزاد کند. پس از سالیان و شکست‌های بسیار، سرانجام این رستم بود که اراده فریدون را محقق کرد و بر آن قوم ستمگر در کوه سپند فائق آمد و آنان را در روز چهارشنبه سرنگون کرد…
به کوه سپند آتش اندر فکند، که دودش برآمد به چرخ بلند
آری، او چنان آتشی بر کوه سپند برپا کرد که دودش در سراسر عالم بالا گرفت، در همه جا دیده شد و آوازه‌اش جهان را درنوردید…


۱۳۹۷ بهمن ۱۷, چهارشنبه

کاظم سامی

ازآن ماست پیروزی
کاظم سامی(تولد:1314 -درگذشته:2 آذر 1367) وی از منتقدین حکومت جمهوری اسلامی و اولین وزیر بهداری پس از انقلاب ۱۳۵۷ در کابینه مهدی بازرگان بود.
کاظم سامی رهبری تشکلی به نام جنبش انقلابی مردم ایران (جاما) را برعهده داشت از سیاستمداران ملی - مذهبی ایران بود. وی بزرگ شده مشهد و از نزدیکان فکری افرادی چون محمدتقی شریعتی، طاهر احمدزاده، مهدی بازرگان و آیت‌الله محمود طالقانی بود.

فعالیت های سیاسی

کاظم سامی عضو جمعیتی به نام کانون نهضت خداپرستان سوسیالیست بود که در سال ۱۳۴۲ جنبش انقلابی مردم ایران (جاما) نام گرفت. سامی که بعد از سقوط دولت محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ و وقایع پس از آن معتقد به مبارزه مسلحانه با حکومت پهلوی بود در سال ۱۳۴۳ مدتی نیز زندانی شد.
مهدی فتاپور از فعالان سیاسی چپ‌گرا در پیش و پس از انقلاب در این رابطه گفت:
آقای سامی و آقای پیمان و تعدادی از روشنفکران آن زمان که به سوسیالیست‌های خداپرست معروف بودند دراوایل سال ۴۳-۴۴ دستگیرشدند. در پرونده اینها اتهام اعتقاد به مبارزه مسلحانه درج شده بود. واقعیت این است که این زمانی بود که بین اکثر مخالفان حکومت پهلوی گرایش به مبارزه مسلحانه پیدا شده بود. این سالها مصادف بود با پیروزی انقلاب کوبا و سپس الجزایر و از سوی دیگر تشدید فشارها در داخل ایران از سال ۴۲ به بعد و زیر ضربه قرار گرفتن احزاب و فعالان سیاسی توسط حکومت پس از گشایش نسبی فضا در اوایل دهه ۴۰. ولی آقای سامی و همراهان وی موقعی که دستگیر شدند اقدام عملی در مبارزه مسلحانه نکرده بودند و فقط در این باره بحث کرده بودند. بعد هم آزاد شدند. من خودم که در سال ۱۳۵۰ بازداشت شدم آقای سامی را در زندان ندیدم و آزاد شده بودند. بعد هم دیگر تمایلی به مبارزه مسلحانه نداشتند، ولی نسبت به سازمان‌های فعال در مبارزه مسلحانه مانند سازمان چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق برخورد مثبتی داشتن
علی‌اکبر معین‌فر در گفت‌وگو با «آسمان» روزگاری را روایت می‌کند که در سال‎های ۳۴-۳۵ با کاظم سامی در انجمن اسلامی دانشجویان آشنا شد: «دانشجوی پزشکی بود، دانشجوی فعالی هم بود. قبل از این دوره، یعنی در زمان دانش‌آموزی هم ارتباطاتی با مرحوم نخشب داشتند و قبل از کودتا هم فعال بودند.» معین‌فر همچنین از نشریه‌ای سخن می‌گوید که «به همت انجمن اسلامی دانشجویان» منتشر می‌شد و او [معین‌فر] به همراه سامی از اعضای هیات تحریریه آن به شمار می‌آمدند.

او بعد‌ها به یاد آورد که دکتر کاظم سامی‌‌‌ همان جوانی است که در دیدار‌هایشان با مهندس بازرگان در زندان او را دیده بودند: «در جریان فعالیت‌های بعد از ۲۸ مرداد زندان افتاده بود. در واقع در آن دوره اول زندان مهندس بازرگان بود و خاطرم هست که زمانی که به دیدن مهندس بازرگان می‌رفتم، با ایشان هم‌بند بودند و در ملاقاتی‌ها می‌دیدمش.»

۱۳۹۷ بهمن ۱۳, شنبه

حق رأی زنان

ازآن ماست پیروزی

حق رأی زنان

زنان  در پای صندوق رای
حق رأی زنان در ایران نیز مانند سایر کشورها همزمان با برگزاری اولین انتخابات نبوده و پروسه جالبی را گذرانده‌است. بعد از ظهور پدیده دموکراسی و حکومت‌های دموکراتیک یا مشروطه، انتخابات، ابزار برقراری این پدیده در کشورهای تابع آن بوده ولی در هر سرزمین حق رأی زنان موضوعی چالش‌برانگیز بوده‌است. در اولین انتخابات مجلس شورای ملی بعد از انقلاب مشروطه در ایران، به زنان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داده نشد. نهایتاً در سال ۱۳۴۱ خورشیدی زنان ایران به این حق دست یافتند.

نظر مراجع و رهبران دینی

شماری از مراجع تقلید از جمله محمدکاظم شریعتمداری، علی میلانی و محمدرضا گلپایگانی و در راس آنان خمینی با دادن حق رأی و انتخاب به زنان به شدت مخالفت کرده‌اند.
خمینی، در روز ۱۷ مهرماه، درست فردای اعلام خبر تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، در تلگرامی به محمدرضاشاه پهلوی چنین نوشت:
«بسم اللّه الرحمن الرحیم
حضور مبارک اعلیحضرت همایونی
پس از اهدای تحیت و دعا، به طوری که در روزنامه‏‌ها منتشر است، دولت در انجمنهای ایالتی و ولایتی، «اسلام» را در رأی دهندگان و منتخبین شرط نکرده؛ و به زنها حق رأی داده‌است؛ و این امر موجب نگرانی علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین است. بر خاطر همایونی مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه‏‌های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود.
الداعی: روح‏‌اللّه الموسوی»
روح‌الله خمینی در ۲۸ مهرماه در تلگرامی به اسدالله علم نوشت:
«ورود زنها به مجلسین و انجمن‌های ایالتی و ولایتی و شهرداری مخالف [است با] قوانین محکم اسلام که تشخیص آن، به نص قانون اساسی، محول به علمای اعلام و مراجع فتواست، و برای دیگران حق دخالت نیست؛ و فقهای اسلام و مراجع مسلمین به حرمت آن فتوا داده و می‏‌دهند. ...»
با این همه، خمینی که حدود ۱۵ سال قبل از آن، گفته بود حق رأی زنان فحشا به بار می‌آورد، در آستانه به قدرت رسیدن از حق انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن زنان حمایت کرد و آن را مطابق احکام اسلامی دانست. او در آستانه دومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی خطاب به زنها گفت:
«شما باید در همه صحنه‌ها و میدانها آن قدری که اسلام اجازه داده وارد باشید. مثل انتخابات که امروز عملی است که باید انجام بگیرد و صحبت روز است در ایران، خانمها همان طوری که مردها فعالیت می‌کنند برای انتخابات، خانمها هم باید فعالیت بکنند برای اینکه فرقی ما بین شما و دیگران در سرنوشتتان نیست. سرنوشت ایران، سرنوشت همه است…»[۱]
روزنامه اطلاعات در روز پانزدهم دی ماه ۱۳۳۱ متن نامه‌های روحانیون بروجردی، صدر و حجت را در صفحه هفتم، درج کرده‌است:
«نامه حضرت آیت الله سید صدرالدین صدر:
خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته.
به عرض عالی می‌رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم. … این امر یعنی مداخله زنها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروع می‌باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی‌گردد؛ و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.»[۲]

ادامه این مطلب را در ایران پدیا دنبال کنید.👈 

۱۳۹۷ بهمن ۵, جمعه

کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ توطئه ارتجاعی استعماری

ازآن ماست پیروزی


دستگیری بیش از ۱۶۵ پناهنده ایرانی توسط پلیس فرانسه در تهاجم ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳
کودتای ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ حمله‌ای است که از سوی پلیس فرانسه علیه پناهندگان ایرانی و اعضای مقاومت ایران صورت گرفت. روز ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ تعداد ۱۳۸۰ نفر از نیروهای پلیس فرانسه در یک یورش گسترده به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسوراواز در حومه پاریس بیش از ۱۶۵ نفر از پناهندگان ایرانی را دستگیر کردند. مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران در میان دستگیرشدگان بود. دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران در همین رابطه اطلاعیه‌ای منتشر کرد. در این اطلاعیه مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت، این کار دولت فرانسه را یک عمل ننگین خواند و از ژاک شیراک رئیس‌جمهور وقت فرانسه خواهان رفع سریع هر گونه محدودیت از مریم رجوی شد. از نیمه شب همان روز به غیر از مریم رجوی و ۲۱ نفر دیگر، بقیه دستگیرشدگان به تدریج آزاد شدند. به دنبال این واقعه تعدادی از ایرانیان در اعتراض به دستگیری مریم رجوی و اعتراض به احتمال استرداد وی به جمهوری اسلامی ایران، دست به تظاهرات اعتراضی، اعتصاب و خودسوزی زدند. دو پناهنده ایرانی به علت خودسوزی جان باختند و تعدادی دیگر در بیمارستان بستری شدند. به دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی و اروپایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آنرا محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد. سرانجام روز سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضد تروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ ژوئن که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده و در قدم‌های بعد در فقدان هرگونه سند در مورد تروریسم به اتهام‌های مالی مانند پولشویی و تقلب تبدیل شده بود، با تصریح بر اینکه هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در این پرونده دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ ژوئن را که از ۱۱ سال پیش علیه مریم رجوی، مجاهدین خلق ایران و مقاومت ایران گشوده شده بود، برای همیشه مختومه اعلام کرد.

تهاجم پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران - ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳
تهاجم پلیس فرانسه به مقر شورای ملی مقاومت ایران - ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳
در ساعت ۶ صبح ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ برابر با ۲۷ خرداد ۱۳۸۲ در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر جمهوری اسلامی ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایراندستگیر شد. واقعه‌ای که خبر آن به‌سرعت به اکثر نقاط دنیا مخابره و به خبر اول خبرگزاری‌های جهان تبدیل شد. در این روز ۱۶سرویس فرانسوی با ۱۳۸۰مأمور پلیس، همراه با انبوه مأموران اطلاعات، ۱۳خانهٴ پناهندگان سیاسی و خانواده‌های مقاومت ایران را مورد حمله قرار دادند و ۱۶۵نفر از اعضای مقاومت و مجاهدین را دستگیر کردند. مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران در میان دستگیرشدگان بود. در این حمله ظرف چند دقیقه نرده‌ها از جا کنده و تمامی درها و پنجره‌ها بر سر راه نیروهای پلیس خرد شدند. برخی دیوارها شکافته و کف بعضی از اتاق‌ها به تصور جاسازی تسلیحات، حفاری شدند. تمامی ابزار و وسایل و نوشته‌ها و کامپیوترها ضبط و به مقر «D.S.T» (سازمان امنیت داخلی فرانسه) منتقل شدند. تمامی خودروها، اوراق هویت، مدارک شخصی، اسناد آرشیو و کتابخانه، مدارک پزشکی، اسناد قانونی، کامپیوترها و دفاتر یادداشت شخصی و چک و پول نقد، ضبط شدند. مأموران پلیس کلیه پناهندگان ایرانی را با ضرب و شتم روی زمین خوابانده و پس از دستبند زدن، آنها را روانه زندان کردند.[۱]
تمرکز حمله بر روی اقامتگاه رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران مریم رجوی در آور سورواز و ۳ خانه مجاور آن بود. هلیکوپترها از هوا و قایق‌های مسلح از رودخانه «آواز» در کنار اقامتگاه آمادهٴورود به صحنه بودند. خانه محل اقامت پدر و مادر رضایی‌های شهید، خانه‌های مادران شهیدان مقاومت ایران و خانه پناهندگان ایرانی، همچنین محل اقامت دکتر منوچهر هزارخانی، روشنفکر برجسته ایرانی، نیز در شمار همان ۱۳خانه، مورد حمله قرار گرفت. هزارخانی در این زمان ۶۹ساله بود که محل اقامتش به اتهام تروریستی اشغال و کتابخانهٴ آن تخریب شد.[۲]


۱۳۹۷ بهمن ۲, سه‌شنبه

پدیده شوم ولایت فقیه را در نظام جمهوری اسلامی بهتر بشناسیم

ازآن ماست پیروزی

ولایت فقیه

ولایت فقیه در ایران، یکی از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که در روز ۲۱ شهریور ۱۳۵۸[۱]در جریان بررسی قانون اساسی در مجلس بررسی نهایی قانون اساسی که به مجلس خبرگان شهرت یافت، تصویب شد. این قانون، در سال ۱۳۶۶ اصلاح و کلمه «مطلقه» نیز به آن افزوده شد و به اصل «ولایت مطلقه فقیه» تغییر یافت.[۲]
ولایت مطلقه فقیه در تعریف، سرپرست و حاکمی است که دارای اختیارات تام است.[۳] بر اساس اصل ۵۷ قانون اساسی ایران هر سه قوهٔ کشور، یعنی قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه زیر نظر ولایت مطلقه امر هستند.[۴]

مبانی فقهی

نظریه ولایت فقیه حدود ۱۵۰ سال پیش برای اولین بار از طرف ملا احمد نراقی به میان آمده‌است که فقط تعداد کمی از فقها و علمای دین آن را پذیرفته‌اند.[۵] البته اغلب مؤیدین نظریه ولایت فقیه پیش از خمینی آنرا نه به معنای حاکمیت سیاسی بر جامعه، بلکه در امور «موجبهٔ جزئیه» پذیرفته‌اند؛ اما به عقیده خمینی ولایت فقیه در دوران حاضر و عصر غیبت امام زمان همان اختیاراتی را دارد که بنابه گفتهٔ او امام زمان در زمان حضور خود داشته‌است[۶]
علاوه براین، عبارت ولایت و وظایف آن توسط شیخ مفید و ابن ادریس حلّی مطرح گردیده‌است. با این تفاوت که آنها ولایت را تنها متعلق به ائمه معصوم می‌دانند. همچنین ابن ادریس کسی را که شخص امام معصوم برگزیده باشد، واجد شرط ولایت می‌داند که وظیفهٔ آن نظارت بر اجرای «احکام تعبدی» است.[۷]
نظریه ولایت فقیه از نظر روح‌الله خمینی معنی متفاوتی دارد. البته دیدگاه او نیز با گذر زمان نسبت به این موضوع تغییر می‌کند؛ او در ابتدا به نظارت فقیه معتقد بود که در کتاب کشف اسرار وی نیز منعکس شده‌است. خمینی پس از آن، اختیارات فقیه را از نظارت به ولایت افزایش می‌دهد. او در ادامه، ولایت فقیه را به ولایت مطلقه فقیه تغییر می‌دهد و آنرا نایب امام زمان و دارای اختیارات او در عصر حاضر برمی‌شمرد.[۸]

تاریخچهٔ ورود به قانون اساسی ایران

پیش نویس اولیه قانون اساسی به امر دولت موقت مهندس بازرگان توسط عبدالکریم لاهیجی، ناصر کاتوزیان، محمدجعفر جعفری لنگرودی و حسن حبیبی نوشته شد. در این پیش نویس تا زمانی که تحویل دفتر طرح‌های انقلاب و شورای انقلاب شد اصل ولایت فقیه وجود نداشت.[۹]
عبدالکریم لاهیجی در این باره می‌گوید:
«ما فکر می‌کردیم برای یک جمهوری، قانون اساسی می‌نویسیم و این که در جمهوری قدرت در دست مردم است، در دست هیچ شخص یا گروهی نیست؛ بنابراین در طرحی که ما داده بودیم، قدرت در دست مجلس نمایندگان مردم بود و گفته می‌شود و تا حدودی هم درست است که ما از قانون اساسی فرانسه خیلی الهام گرفته بودیم، ولی حتی در بحث اختیارات رئیس جمهور، قدرتی که در طرح ما رئیس جمهور داشت، به هیچ وجه قابل مقایسه با قدرتی که رئیس جمهور فرانسه دارد نبود و سعی ما براین بود که قدرت را در مجلس شورای ملی متمرکز کنیم»[۱۰]
پس از تحویل دادن پیش نویس قانون اساسی به مجلس خبرگان، روح‌الله خمینی نامه ای به این مجلس نوشته و اعلام کرد که از اعضای خبرگان تنها فقها هستند که می‌توانند در مورد منطبق بودن یا نبودن مواد این پیش‌نویس با اسلام نظر بدهند.[۱۱]
مجلس خبرگان قانون اساسی که وظیفه بررسی پیش نویس قانون اساسی را در دو ماه به عهده گرفته بود، با این همه این مجلس پیش نویس را بطور کامل نفی و مجدداً نوشتن آن را شروع کرد. دولت موقت مهندس بازرگان فرصتی دوماهه به مجلس شورای اسلامی برای بررسی قانون داد؛ اما اینکار انجام نشد و به همین دلیل طرح انحلال مجلس توسط مهندس بازرگان ارائه شد که با مخالفت شدید شخص روح‌الله خمینی مواجه شد. در همین اثنا بود که محمد بهشتی مشهور به آیت‌الله بهشتی این طرح را در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۵۸ به تصویب مجلس رسانید.[۱۲]