۱۳۹۷ بهمن ۳۰, سه‌شنبه

ایلامیان

ازآن ماست پیروزی

ایلامیان

ایلامیان یا عیلامی‌ها یکی از اقوام سرزمین ایران بودند که از ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران فرمانروایی می‌کردند. (تاریخ مکتوب موجود از ۳۲۰۰ پیش از میلاد است) تمدن عیلام یکی از قدیمی‌ترین و نخستین تمدن‌های جهان است. بر اساس بخش‌بندی جغرافیایی امروز، عیلام باستان سرزمین‌های خوزستان، فارس، کردستان ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، استان کرمان، لرستان، استان چهارمحال و بختیاری، و کرمانشاه و در دوران‌هایی تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد.
حدود آن از غرب به دجله و از شرق قسمتی از پارس، از شمال امتداد راهی که از بابل به همدان می‌رفت از جنوب خلیج فارس تا بوشهر بوده‌است. مهمترین شهرهای آن شوش، در نزدیکی اندیمشک و ماداکتو در ساحل رود کرخه و خانواده یعنی خرم‌آباد امروزیست. این تمدن، مهمترین و نیرومندترین و دیرپاترین تمدن ایران قبل از ورودآریایی‌ها بوده که در حوزه رود کارون پدیدار شده‌است و تاریخ پیچیده‌ای دارد. ایلامیان نه آریایی بودند و نه سامی. برخی از پژوهشگران ایلامیان را با دراویدیان هند هم‌خانواده می‌دانند.
در سالهای ۶۴۸ تا ۶۴۶ پیش از میلاد، آشور بانیپال به ایلام حمله کرد و این تمدن رو به نابودی رفت.

پیدایش تمدن ایلام

از آغاز و چگونگی برپایی حکومت و نیز پیدایش تاریخ در عیلام، اطلاعی دقیقی نداریم. نظام حکومت عیلامی‌ها پادشاهی بود و سلاطین عیلامی دو پایتخت یا مرکز حکومت در شوش و آنشان داشتند. شوش تقریباً در حدود همین شهر شوش کنونی در خوزستان واقع شده و انشان در (پرسیس) یا پارس (فارس کنونی) حکومت می‌کردند به‌شمار می‌آمدند.
عیلامی‌ها مملکت خود را (انزان سوسونکا) می‌نامیدند. کلمه عیلام به معنی کوهستان بود و اطلاق به آن محلی می‌شد که کوهستان بود. پیش از آمدن ایلامی‌ها، جلگه‌های شمال خلیج فارس از جمله قدیمی‌ترین نواحی متمدن تاریخ جهان بوده و ناحیه شوش از حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد محل سکونت بوده و زیر فرمان پادشاهان آکد (تمدنی در شمال بابل) قرار داشت. هنگامی که نخستین عیلامی‌ها به این ناحیه وارد شدند ضمن سکونت، زیر فرمان پادشاهی سومری اور قرار گرفتند.
عیلامیان، بسیاری از ویژگیهای تمدن سومر از جمله یادگرفتن خط میخی و جایگزین کردن آن به جای خط تصویری خود دریافتند. عیلامی‌ها قوم سلحشوری بودند و رقیب اصلی آنها آشوریان بودند که بر بین‌النهرین (عراق کنونی) حکومت می‌کردند. آنچه که از آثار باقیمانده نشان می‌دهد که عیلامی‌ها از نخستین اقوامی بودند که دارای مدارک مکتوبی بوده‌اند و کارهای اداری را با دستورالعمل‌های مکتوب انجام می‌داده‌اند.
ایلامیان هرگز زیر دولت نبودند؛ ولی در سال ۲۲۸۰ پیش از میلاد که در اوج قدرت خود بودند، اور پایتخت سومریان را اشغال و غارت و خدای ویژه آن را به اسارت بردند. سومر مستعمره و خراج‌گذار ایلام شد و در پایان در ۲۱۱۵ پیش از میلاد در دوره فرمانروایی ریم سین دولت مشترک سومری – اکدی را به طرزی نابود کردند که ملت سومر هیچگاه نتوانست از خرابه‌های تاریخ سر برآورد.

ادامه این مقاله همین جا 👈

۱۳۹۷ بهمن ۲۹, دوشنبه

پرویز مشکاتیان

ازآن ماست پیروزی

پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان 
پرویز مشکاتیان زاده‌ی ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور-درگذشته ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ یکی از برترین نوازندگان سنتور و آهنگسازان در تاریخ موسیقی ایران و استاد دانشگاه می باشد.از او قطعات و آلبومهای متعدد به یادگار مانده است.

تولد و آغاز کار موسیقی

پرویز مشکاتیان، آهنگ‌ساز، موسیقی‌دان و نوازنده‌ی چیره‌دست ایرانی در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در شهر نیشابور به دنیا آمد
پرويز مشكاتيان ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. وي مقدمات موسيقي را از ۶ سالگي نزد پدرش، حسن مشكاتيان، آموخت و نخستين كنسرت خود را در سن ۸ سالگي در مراسم گردهمايي دانش آموزان در مدرسه امير معزي نيشابور ارائه داد. پس از آن در جشنواره موسيقي كه دراردوگاه رامسر برگزار مي شد به دفعات شركت كرد و در تمامي آنها مقامهاي ممتاز را به دست آورد.[۱]
مشكاتيان علاوه بر آهنگسازی و نوازندگی سنتور كه ساز تخصصي اوست با سه تار هم آشنايي كافي دارد و همنوازي سه تار در آلبوم سر عشق را خودش انجام داده است.
یکی از این کارهای هنری ارزش‌مند ساخت تصنیف «مرا عاشق» با شعر مولانا و آواز شهرام ناظری بود. 
پرویز مشكاتيان سال ۱۳۵۳ در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران قبول شد. مشكاتيان همزمان به آموزش رديف ميززا عبدالله نزد نور علي خان برومند و رديف موسيقي سنتي نزد دكتر داريوش صفوت پرداخت. پرويز مشكاتيان همزمان با آموزش رديف مبانی موسیقی و موسيقي ايراني را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله خان دوامی، سعید هرمزی، یوسف فروتن ادامه داد. 

۱۳۹۷ بهمن ۲۷, شنبه

دوستان به مناسبت پیروزی های ورشو این نقاشی را میزارم .

ازآن ماست پیروزی 

این نقاشی خودم کشیدم . 
با آبرنگ کشیده شده . من یه نقاش آماتور هستم 
به مناسبت پیروزی های اخیر در ورشو به هموطنان تقدیم می کنم.


نقاشی آبرنگ 


۱۳۹۷ بهمن ۲۶, جمعه

عملیات مروارید

ازآن ماست پیروزی

عملیات مروارید

عملیات مروارید 
عملیات مروارید از اسفندما ۱۳۶۹ بعد از تعرض و تمرکز نیرو توسط دولت ایران در مرزهای غربی ایران با عراق شروع شد. بعد از پایان بمباران‌های آمریکا و دست یابی به یک توافق بین ایالات متحده و دولت سابق عراق، دولت ایران تلاش کرد تا به داخل خاک عراق نفوذ کند، به همین جهت اقدام اعزام نیرو و تحریک و تخریب در مرز ایران و عراق کرد. مجاهدین اعلام کردند:
«هدف از این تحریکات چنان‌که به کرات گفته بودند، صدور ارتجاع به عراق و ایجاد حکومت از نوع حکومت پلید خودشان در این کشور و هم‌زمان سرکوب و نابودی مجاهدین و ارتش آزادیبخش بود. می‌خواستند با یک تیر دو نشان بزنند».[۱]
مریم رجوی دربارهٔ حساسیت آن روزها در مصاحبه‌ای گفت:
«اوضاع بیش از حد متصور خطرناک و پرریسک بود. هفته‌ها پشت سر هم از آسمان و زمین آتش می‌بارید و انفجار بمب‌ها، پی در پی به‌گوش می‌رسید. حتی گاه در چند متری آدم و در زیر گوشمان، بدون وقفه روز و شب انفجار و بمباران‌ها ادامه داشت. آخر بزرگترین بمباران تاریخ بود. البته از یک طرف دیگر عبور مجاهدین و ارتش آزادی از دل این ریسک‌ها و خطرها، یقین به پیروزی نهایی و محتوم دشمن ضدبشری را صدچندان می‌کرد و همین بود که قوت قلب می‌داد…»[۲]
در این شرایط بود که دولت ایران قصد داشت، مجاهدین را در تله انداخته و نابود کند. مجاهدین اعلام کردند:
«رفسنجانی دستور داده بود که فقط برای قرارگاه رمضان جیره‌ی غذایی ۲۵ هزار نفر به مدت دو ماه تأمین شود. ارسال ۷۰۰ هزار عدد کنسرو و ۲۵ هزار قطعه پتو از تهران برای داخل خاک عراق نیز گوشهٔ دیگری از گستردگی طرحی را که آخوندهای حاکم در سر می‌پروراندند، برملا می‌کرد».[۳]
بلافاصله پس از خاتمه‌ی جنگ خلیج‌فارس آخوندها با چرخشی سریع، در ابعادی گسترده شروع به اعزام نیرو و تحریک و تخریب در سراسر نوار مرزی عراق و تا اعماق خاک این کشور نمودند تا به خیال خود، از این نمد برای خود کلاهی دست و پا کنند. هدف از این تحریکات چنان‌که به کرات گفته بودند، صدور ارتجاع به عراق و ایجاد حکومت از نوع حکومت پلید خودشان در این کشور و هم‌زمان سرکوب و نابودی مجاهدین و ارتش آزادیبخش بود. می‌خواستند با یک تیر دو نشان بزنند.
جنگنده های آمریکا بر فراز چاه های نفتی عراق.
مجاهدین اما اعلام کردند که یکانهای ارتش آزادیبخش ملی ایران در برابر یورش مزدوران رژیم خمینی با تمام قوا دفاع نموده و تا آخرین نفس مقاومت خواهند کرد.[۴]
مسعود رجوی طی پیامی به ارتش آزادی بخش اعلام کرد:
«جنگ ما با رژیم اکنون آغاز شده و دعا می‌کنم که هر ساعت و هر روز به پیروزیهای بیشتری تا آن‌جا که مرحلهٔ کنونی اجازه می‌دهد، دست یابیم. به‌راستی که دشمن به‌پای خود آمد به گور! .... رژیم درصدد بود با تسخیر شهر طوز از طریق مزدورانش، قرارگاه حنیف را در تله انداخته و آن‌گاه با عبور از شهر سلیمان‌بک از دو محور (یکی جادهٔ اصلی و دیگری از شمال و شرق قرارگاه اشرف) ما را دور زده و در برابرمان ظاهر شود. طرح رژیم این بود که با به‌کار گرفتن یک گروه مزدور از اکراد عراقی که از شمال منطقه استقرار نیروهای ارتش آزادیبخش حمله را آغاز کرده بودند و نیز با واردکردن پاسداران از مرزهای ایران و عراق و از جنوب و غرب نیروهای ارتش آزادیبخش با تاکتیک شناخته‌شده چکش و سندان به‌خیال خودشان ارتش آزادیبخش را تار و مار کنند. اما خوشبختانه ما زودتر توانستیم دست به‌کار شویم و غروب یکشنبه رزم‌آوران قهرمان ارتش آزادی سلیمان‌بک را هم در کنترل خود داشتند…».[۵]
به گفته نیروهای ارتش آزادیبخش نیروهای دولتی ایران کاروان بزرگی از اتوبوس‌های خالی را به همراه آورده بودند تا مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی را سوار کنند و کت‌بسته به تهران و زندان اوین منتقل کنند. در همین خصوص در کتاب ارتش آزادیبخش ملی آمده‌است
«در جمعبندی و تحلیل نظامی این شکست فضاحت‌بار، سرکردگان سپاه پاسداران خمینی بر علت اصلی این شکست‌شان از ارتش آزادیبخش انگشت گذاشتند و صراحتاً اعتراف نمودند که: «از دیوار بلندتر از قد خودمان می‌خواستیم بالا برویم».[۶]
این عملیات یک عملیات تدافعی بود که ارتش آزادیبخش توانست نیروهای مهاجم را عقب براند، این عملیات در دو مرحله انجام شد، عملیات مروارید ۱ و عملیات مروارید ۲.



۱۳۹۷ بهمن ۲۵, پنجشنبه

عملیات چلچراغ

ازآن ماست پیروزی

عملیات چلچراغ

عملیات چلچراغ 
چلچراغ نام عملیاتی است که در آخرین دقایق شنبه شب ۲۸ خرداد سال ۱۳۶۷ توسط یکانهای «ارتش آزادیبخش ملی ایران» متشکل از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در منطقه شهر مهران و ارتفاعات اطراف آن انجام شد. این عملیات منجر به فتح شهر مهران شد. بخش مرکزی شهرستان مهران در ۱۰۰ کیلومتری ایلام قرار دارد.
این شهر که مرکز لشکر ۱۶ زرهی قزوین و همچنین لشکر ۱۱ امیرالمؤمنین سپاه و تیپ قائم یاسوج در آن بود بطور کامل توسط ارتش آزادیبخش در عرض مدت نسبتاً کوتاهی فتح شد و کلیه تجهیزات این لشکرها با ارزشی بیش از دو میلیارد دلار به دست سازمان مجاهدین خلق افتاد. این عملیات که اساساً توسط زنان فرماندهی و اجرا شد، منجر به پذیرش آتش‌بس از طرف خمینی در جنگ ایران و عراق گشت. مجاهدین که توانسته بودند با عملیات خود پیشروی چشمگیری در خاک ایران داشته باشند در شهر مهران شعار می‌دادند:
امروز مهران، فردا تهران!
به عبارتی خمینی در وحشت از پیشروی بیشتر مجاهدین با پذیرش آتش‌بس قصد داشت مرزهای باز غربی را بسته و جلو عملیات مجاهدین خلق را بگیرد. او در آن زمان علت پذیرش آتش‌بس و نوشیدن جام زهر را اعلام نکرده و آنرا رازی دانست که مصلحت نمی‌بیند به آن اشاره کند. پذیرش آتش‌بس و اتمام جنگ، راه‌های بسیاری را بر جمهوری اسلامی می‌بست. جنگ با عراق که از طرف خمینی نعمت نامیده می‌شد، ابزار صدور انقلاب، تهییج نیروهای داخلی و از طرفی سرپوشی بر سرکوب داخلی به‌شمار می‌رفت. با از دست دادن این ابزار خمینی قادر نبود بسیاری از پروژه‌های داخلی و خارجی خود را پیش ببرد و باید شعار فتح قدس از طریق کربلا و تشکیل هلال شیعی را کنار می‌گذاشت. به این ترتیب پایان جنگ هشت ساله، آغاز تضادهای داخلی در نظام دانسته و نقطه شروع سرریز شدن بحران‌ها درون حاکمیت بود.[۱]

۱۳۹۷ بهمن ۲۰, شنبه

سخنرانی مسعود رجوی در ۴ بهمن ۱۳۵۷

ازآن ماست پیروزی

سخنرانی مسعود رجوی در ۴ بهمن ۱۳۵۷

مسعود رجوی ۴ بهمن ۵۷
سخنرانی مسعود رجوی در ۴ بهمن ۱۳۵۷ سه روز پس از آزادی او از زندان برگزار شد. مسعود رجوی تنها بازمانده مرکزیت اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران,که همراه با آخرین دسته از زندانیان سیاسی به همت خلق قهرمان از شکنجه‌گاه های رژیم شاه آزاد شده بود، در روز چهارم بهمن سال ۱۳۵۷ اولین سخنرانی خود را در حضور ده ها هزار تن از هواداران سازمان مجاهدین، در مسجد دانشگاه تهران ایراد نمود. مسعود رجوی در این سخنرانی گزارش کوتاهی درباره ۱۴ سال فعالیت سازمان مجاهدین خلق ایران و هفت سال اسارت و زندان به مردم ایران ارائه نمود.
انبوه مردم تهران در دانشگاه تهران جمع شده بودند تا صحبتها و موضع گیری های سازمان مجاهدین را برای آینده و ادامه مسیر انقلاب ضد سلطنتی بشنوند.[۱]
این سخنرانی در شرایطی برگذار شد که در ۳۰ دی آخرین دسته زندانیان سیاسی از زندان آزاد شدند . در این زمان مسعود رجوی در همین شرایط برای پاسخگویی به وضعیت موجود و ایجاد وحدت در بین مردم این سخنرانی را برگزار کرد.
این اولین سخنرانی رهبرسازمان مجاهدین خلق ایران بود و مواضع رسمی آن را بیان می کرد.رجوی بر حرمت کلمه آزادی تأکید و انحصارطلبی‌هایی تحت نام اسلام را محکوم کرد.
مسعود رجوی درباره این سخنرانی نوشته است:
«در ۴بهمن ۱۳۵۷ که سه روز بود از زندان شاه، در بحبوحه قیام مردم، آزاد شده بودیم، من در اولین سخنرانی در دانشگاه تهران حرفم و شعارم از جانب مجاهدین این بود که «پیروز باد انقلاب دموکراتیک ایران». در آن ایام جماعت خمینی به‌تازگی شعار « انقلاب اسلامی» می‌دادند. یکی از حاضران سؤال کرد «انقلاب دموکراتیک یعنی چه؟» جواب دادم «یعنی انقلابی با شرکت مردم یعنی با شرکت و حاکمیت تمام طبقات و اقشار خلق که یک نظام مردمی شورایی را تداعی می‌کند».
در همین سخنرانی به صراحت گفتم: «من نیامدم این‌جا که روند خود به خودی قضایا را فقط ستایش کنم، ما نیامدیم که آن چه را هست، و فقط هست، تأیید کنیم. لختی هم باید به آن اندیشید که چه چیز باید باشد، و چه چیز هم نباید باشد. آیا ما می‌خواهیم نسل ملعونی باشیم، نسل نفرین شده‌یی باشیم که فرصتها را از دست دادند… من و برادرانم نیامدیم به این دانشگاه، به این شهادتگاه، و به این زیارتگاه، که هر چه را هست، هر چه را خودبخود اتفاق می‌افتد، بی‌عیب بدانیم. زیرا آنها تنها با عمل کردن بر روی اختلافهای درونی ما، روی تعارضات حتی درونی ما، امکان پیدا می‌کنند که دستاوردهایمان را بگیرند، اختناق را تکرار کنند و آزادی را به عقب بیندازند».
سپس بلافاصله اضافه کردم: «صبر و تحمل، شکیبایی (صبر به‌معنای انقلابیش) بلند نظری و احساس مسئولیت، نخستین وظایف و نخستین ویژگیهای یک انقلابی یا یک گروه انقلابی است. اگر این را نداریم، یا نیست و یا نمی‌توانیم کسب کنیم، بهتر است که خدا حافظی کنیم. زیرا مردم زبان حالشان این خواهد بود که "مرا به‌ خیر تو امید نیست شر مرسان". تازه اول کار است. هنوز آن‌قدر زمان هست، هنوز آن‌قدر نشیب و فراز هست و هنوز آن‌قدر شکست و پیروزی هست. برادران و خواهران، رزمندگان و مبارزین، ما سر نداده بودیم که به‌جایش زر بگیریم. مگر جانمان را برای این داده بودیم که بجایش جاه بگیریم؟ از جا برنخاسته بودیم، قیام نکرده بودیم که در جاهای بهتر و صندلیهای بهتر و مقامهای بهتری قعود کنیم». (مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی)[۲]


۱۳۹۷ بهمن ۱۹, جمعه

گردهمایی آینده انقلاب

گردهمایی آینده انقلاب

آینده انقلاب مسعود رجوی در دانشگاه تهران 
سخنرانی آینده انقلاب در دانشگاه تهران توسط مسعود رجوی در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۵۸ برگزار شد . این سخنرانی به مناسبت سالگرد شهادت احمد رضایی (اولین شهید سازمان) و بزرگداشت عباس عمانی(اولین شهید مجاهد که به دست هواداران خمینی که آن زمان به چماقدار معروف بودند به شهادت رسید),  برپا شده بود . هزاران نفر ازمردم تهران در این میتنگ شرکت کرده بودند و شعارهایی  در حمایت از مسود رجوی دادند.مسعود رجوی ضمن اعتراض به سکوت مسؤلان حکومتی در برابر حملة نیروهای حامی خمینی گفت: ما در مقابل هرگونه ظلم و استبدادی مقاومت خواهیم کرد و آسمان این خلق را همچون گذشته غرق ستارهها خواهیم ساخت.شمار زیادی از مردم تهران و هواداران سازمان مجاهدین در این میتینگ شرکت کرده بودند وشعارهایی در حمایت از مسعود رجوی میدادند. مسعود رجوی درقبال فتوای خمینی برای لغو کاندیداتوری خودش، توضیحاتی داد و آنها را به بردباری انقلابی و آرامش دعوت کرد.[۱]
روز ۱۰ بهمن ۱۳۵۸ سازمان مجاهدین خلق یک میتینگ در دانشگاه تهران برگزار کردند که در آن از قتل و کشتار هوادارانشان شکایت کردند. مسعود رجوی در سخنرانی خود در این میتینگ گفت[۲]:
«ما امروز، برای بزرگداشت شهدایی بس والا قدر و پر ارج و شأن جمع شده‌ایم، شهید اولین احمد، چه سمبل پر معنایی، نارنجک را کشید، خودش را قطعه قطعه کرد، به دشمن هیچ نداد نه سلاح، نه اطلاعات و نه حتی جسم خودش، آخر او یک مجاهد خلق بود، مظهری از اراده شکست ناپذیر خلقی قهرمان نسبت به غلبه بر ظلمات جهل و اسارت؛ و چنین بود که اینان به قول پدر طالقانی راه جهاد گشودند، البته اونروز نه کسی احمد و نظایرش را منافق خواند و نه از شکیات و سهویات آنها سئوال کرد و نه آنها را التقاطی قلمداد کرد، آخر آنروزها، فقط بحث رزم و میدان بود، طاغوت آنقدر سخت گرفته بود که مرز جنبش و ضد جنبش، مرز انقلاب و ضدانقلاب به معنی حقیقی کلمه و نه به معنی ابتذالیش واقعاً نمی‌توانست مخدوش بشه. به این ترتیب جایی برای شیرین زبانی، خوش رقصی، مجاهد نمایی و مسلمان نمایی باقی نمانده بود. آخرآنروز در صحنه هیچ اثری از آنهایی که امروز ما را از قیام به مسئولیتهای تاریخیشان میترسونند نبود. چونکه بازی گرگم به هوا نبود، مبارزه سخت و خشن و جدی، و یا اگر هم از بعضی از اینها خبری بود، در پشت صحنه، در پشت جبهه و نه در صفوف نخستین، مرزها نمی‌توانست مخدوش بشه. اهل اسلام و اهل نفاق به سادگی قابل تشخیص بودند. البته باز هم شکر خدا که با این آزمایشی که امروز در کورانش هستیم، باز هم‌مرزها برامون روشنتر شد. فهمیدیم که هر کسی چه در دل داره و چند مرده حلاجه و در اوج همین آزمایش و در یکی از دقیق‌ترین و حساسترین نقاط آن بود که تازهترین و آخرین شهید به خاک افتاد، عباس، مجاهد کارگر، کارگر شهید.